تبلیغات

ممکن است هنگامی‌‌که برف شروع به باریدن می‌کند، فکر کنید زمان مناسبی برای بیرون رفتن و عکاسی در برف نیست، اما باید بگوییم که برعکس است. برف هم مانند باران، می‌تواند شما را با صحنه‌ها و سوژه‌های خاص و زیبا برای عکاسی روبه‌رو کند.آتلیه نوزاد
بااین‌حال، برف چالش‌هایی را هم به‌ همراه دارد و اگر از تکنیک‌های صحیح استفاده نکنید، ممکن است عکس‌های شما بی رنگ‌و رو به نظر برسند. برای رسیدن به شانس بیشتر و موفقیت در این زمینه، نکاتی که در ادامه مطرح می‌شود را بخوانید. عکاسی  نوزاد

عکاسی در برف
1- نور دهی را تنظیم کنید.

برف تا حدی سفید است، بنابراین کلاً پس‌زمینه‌ی عکس‌ها غالب و بازتابنده خواهند بود. برای ثبت عکس‌های عالی، باید این نکته را درنظر بگیرید و نوردهی را تنظیم کنید.
برای نوردهی صحیح، باید به‌طور خاص روی سوژه یا سوژه‌‌هایی که در فریم شما تاریک‌تر هستند نوردهی کنید. پرنده‌ها، افراد و حیوانات همه تاریک‌تر از برف هستند. در بسیاری از موارد، سنجش TTL(از طریق لنز) عکس را خراب می‌کند. نوردهی صحیح‌‌تر در 18% خاکستری است و درنتیجه اگر به سنجش دوربین اعتماد کنید، رنگ‌های سفید تحت نوردهی کم‌تر از حد لازم قرار می‌گیرند.
هنگامی‌که با میزان سفیدی وسیعی در پس‌زمینه عکاسی می‌کنید، باید تنظیماتی را انجام دهید. برای برف سفید درخشان، باید دریچه‌ی دیافراگم را حداقل روی 1/3 از درجه تنظیم کنید. اگر نگاه دقیقی داشته باشید، تأثیر مثبت این تنظیم را می‌بینید.

عکاسی در برف
سنجش

بهتر است خیلی به حالت نورسنجی ماتریسی دوربین اعتماد نکنید. به جای آن، هنگام عکاسی در برف از نورسنج نقطه‌ای استفاده کنید؛ یا اگر از امکان نورسنج نقطه‌ای استفاده نمی‌کنید، از نورسنجی مبتنی بر مرکز استفاده کنید و آن‌را برای مهم‌ترین قسمت تصویر که دقیق‌ترین نوردهی را نیاز دارد به کار ببرید.
اگر قسمت اعظم عکس شما برفی و یخی است، می‌توانید فقط از نورسنجی مبتنی مرکز استفاده کنید. بااین‌حال، به‌خاطر داشته باشید که ممکن است جزئیات غنی و بافت برف را از دست بدهید.
در هرصورت، شما می‌توانید هیستوگرام یا نگاتیو را بررسی کنید و ببینید که آیا قسمت‌های سفید حذف شده‌اند یا خیر. اگر چنین است،‌ نوردهی را تنظیم کنید(سرعت شاتر و/ یا دریچه‌ی دیافراگم) تا میزان حذف‌شدن قسمت‌های سفید را کاهش دهید. حتی در یک روز بارانی هم به خاطر قدرت خورشید ممکن است چنین حالتی اتفاق بیفتد، اما سعی کنید تا جایی‌که ممکن است آن‌را کاهش دهید.

عکاسی در برف
منبع نور

علاوه‌بر جبران f-stop، توجه به منبع یا منابع نور هم ضروری است. به این‌که سوژه‌ی شما نسبت به نور اصلی و نور بازتابی کجا قرار گرفته است توجه کنید. وقتی ناحیه‌ی پشت و جلوی دوربین تحت نور درخشان سفید قرار دارند، سوژه‌ها به آسانی تیره و کم‌نور دیده می‌شوند. این حالت شبیه یک محیط استودیویی با پرده‌ی محاط صحنه‌ی سفید اما شدید‌تر از آن است.
بسته به سوژه، ممکن است بخواهید پس‌زمینه‌ی سفید و برفی را خراب کنید تا بتوانید نوردهی صحیح داشته باشید. ممکن است نقاط برجسته‌ی برفی و میزان قابل توجهی از جزئیات سایه را از دست بدهید، اما حداقل نوردهی خوبی خواهید داشت.
اگر دوربین شما امکان تنظیم و ارتقای دمای رنگ را دارد، می‌توانید عکس‌هایتان را گرم‌تر یا سردتر کنید. اما حتی اگر نمی‌توانید این تنظیماتِ جزئی و دقیق را انجام دهید، می‌توانید تعادل رنگ سفید را برای تنگستن تنظیم کنید و در فضای بیرون و نور روز عکاسی کنید. سپس، عکس‌های شما کمی رنگ آبی و خنکی به خود می‌گیرند که در سایه‌های پس‌زمینه‌های برفی قابل توجه است.
اگر شما از آن دسته افرادی هستید که هنوز با فیلم عکاسی در برف می‌کنید، یک نکته را برای ارتقاء عکس‌هایتان رعایت کنید؛ فیلم اسلایدِ تعادلِ تنگستن را روی دوربین بارگذاری کنید، از سوژه در زمینه‌ی برفی عکس بگیرید و وقتی کارتان انجام شد متقابلاً فیلم را پردازش کنید. متوجه خواهید شد که این مایع، رنگ آبی-مشکی غیرمعمول و حالتی مخملی، بی‌انتها و بازتابنده دارد.
البته اگر از مناظر برفی یا صحنه‌های استیل لایف(still life) عکاسی می‌کنید، می‌توانید عکاسی HDR هم داشته باشید اما پرداختن به این موضوع در مبحث ما نیست.

منبع:

http://zebto.com

+ نوشته شده توسط Babyphotographystudio در دوشنبه، ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۴ بعد از ظهر، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: عکاسی، راهنمای عکاسی، آموزش عکاسی

مقدمه
ترکیب‌ بندی ضعیف می‌تواند یک سوژه‌ی جذاب را کسل‌کننده نشان دهد، اما یک صحنه‌ی خوب می‌تواند از موقعیت‌های عادی و روزمره، تصاویری فوق‌العاده خلق کند. با درنظر داشتن این نکته، ما ده قانون برتر ترکیب‌ بندی عکس را انتخاب کردیم تا به شما نشان دهیم که چگونه عکس‌هایتان را دگرگون کنید. هم‌چنین بهترین نکات عکاسی از کارشناسانی که هر روزه به آن‌ها عمل می‌کنند را نیز بیان خواهیم کرد. آتلیه کودک
فکر نکنید که باید تمام این اصول را به‌یاد داشته باشید و آن‌ها را برای هر تصویری به‌کار ببرید. بلکه زمانی را به تمرین برای هر کدام اختصاص دهید تا جزئی از خصوصیت شما شوند. به‌زودی متوجه می‌شوید که چگونه موقعیت‌های متفاوت که بهترین تاثیر را دارند پیدا کنید. عکاسی کودک

ترکیب‌ بندی عکس

ترکیب‌ بندی عکس موضوع پیچیده‌ای نیست. برای مثال، نظریه‌های مختلفی در مورد «قانون سه‌بخشی» (Ruleof Thirds)، و «نسبت طلایی»(Golden Mean) وجود دارد. اما اگر زیاد به فرمول و قانون توجه کنید، عکس‌هایتان خلاقیت سازنده را از دست خواهند داد.
در دنیای واقعی،‌ شما با دامنه‌ی وسیعی از سوژه‌ها و صحنه‌ها سروکار دارید و این نیازمند این است که با فکر بازتری به مساله نگاه کنید. چیزی که برای یک عکس جواب می‌دهد لزوماً برای عکس بعدی هم جوابگو نیست.
مسأله‌ی کلیدی این است که بدانید تصمیمات شما در مورد ترکیب‌ بندی عکس، روی روش ثبت تصویر و درک بیننده موثر است. روش کادربندی، فاصله‌ی کانونی و موقعیت فرد می‌تواند متفاوت باشد.
البته که دانش تکنیکی در عکاسی و حتی برخی جنبه‌های ترکیب‌ بندی در عکس بسیار مهم است. اما برای داشتن تصاویر عالی به دانش تصویری هم نیاز دارید.
در ادامه به ده مورد کلیدی خواهیم پرداخت.

ترکیب‌ بندی عکس

قانون اول: ساده کردن صحنه
هنگامی‌که با چشمان خود به یک منظره نگاه می‌کنید، ذهن شما سریعاً سوژه‌های جالب را پیدا می‌کند،‌ اما دوربین دیجیتال بین موضوعات تمایز قائل می‌شود؛ زیرا همان چیزی را ثبت می‌کند که مقابلش قرار دارد، چیزی که می‌تواند منجر به یک تصویر به‌هم‌ریخته و بدون نقطه‌ی کانونی مشخص شود.
چیزی که احتیاج دارید، انتخاب سوژه و سپس تعیین نقطه‌ی کانونی است که در کادربندی آن را در مرکز توجه قرار ‌دهد. همیشه نمی‌توانید موضوعات دیگر را از عکس بیرون نگه دارید، بنابراین سعی کنید آن‌ها را در پس‌زمینه قرار دهید یا آن‌ها را بخشی از یک داستان درنظر بگیرید.
تصاویر ضدنور، بافت‌ها و الگوها، مواردی هستند که در ترکیب‌ بندی‌های ساده جواب می‌دهد.
چرا این قانون جواب می‌دهد؟
هرچه تصویر ساده‌تر، تاثیر آن عمیق‌تر.
۱. به صحنه نزدیک شوید تا قسمت‌های اضافی را ببُرید.
۲.تصاویر و اَشکال ضد نور، سوژه‌هایی قوی هستند.
۳. در تصویر زیر، خطوط شعاعی بالون کادر را به شما نشان می‌دهد.

ترکیب‌ بندی عکس

قانون دوم: کادر را پر کنید.
هنگامی که از صحنه‌ای با مقیاس بزرگ عکس می‌گیرید، دانستن این‌که سوژه‌ی شما تا چه حد باید در کادر قرار بگیرد و شما تا چه اندازه باید زوم کنید، امری دشوار است. در حقیقت، خالی گذاشتن فضای زیاد در منظره، شایع‌ترین اشتباه ترکیب‌ بندی عکس است که سوژه‌ی شما را کوچک‌تر از چیزی که باید باشد نشان می‌دهد و هم‌چنین بیننده را گیج می‌کند که به چه چیزی در تصویر باید توجه کند.
برای اجتناب از این مسائل، باید روی صحنه زوم کنید تا کادر پر شود، یا به سوژه نزدیک‌تر شوید. راهکار اول،‌ حالت پرسپکتیوی عکس را مسطح می‌کند و کنترل آن و حذف موارد اضافی در پس‌زمینه را راحت‌تر می‌کند،‌ اما اگر به طور فیزیکی به منظره نزدیک شوید، به نتایج جالب‌تری می‌رسید.
چرا این قانون جواب می‌دهد؟
به سوژه‌ی خود آن‌گونه که سزاوار آن است اهمیت بدهید.
۱.پرکردن کادر سوژه را بزرگ‌تر می‌کند و از آشفته شدن موضوع می‌کاهد.
۲.مکان‌یابی بالاتر از مرکز، ‌صحنه‌های جالب‌تری ایجاد می‌کند.
۳. خطوط تپه‌ها، منحنی‌های s مانند تشکیل می‌دهند که شما را برای کادربندی راهنمایی می‌کنند.

ترکیب‌ بندی عکس

قانون سوم: نسبت ابعاد
بر اساس عادت پیش‌رفتن و عکس گرفتن با دوربینی که در حالت افقی قرار دارد، کار راحتی است. آن را بچرخانید و عکس‌های عمودی را نیز امتحان کنید؛ همان‌طور که سبک جدیدی را امتحان می‌کنید، موقعیت خود را تنظیم کنید و تنظیمات زوم را انجام دهید. اغلب چه عکس‌های عمودی و چه افقی را می‌توانید با کراپ کردن بهتر کنید.
باوجود صحبت های بالا، این‌که تمام سوژه‌های زندگی واقعی، به طرز کاملا متناسب مقابل دوربین شما قرار بگیرند، امری بسیار تصادفی است. برای رسیدن به عرض تصویر مناسب و موثر، نسبت برش ۱۶:۹ یا حالت مربعی که در دوربین های متوسطه استفاده می شوند را امتحان کنید.
چرا این قانون جواب می‌دهد؟
اگر مطمئن نیستید که حالت افقی بهتر است یا عمودی، هر دو را امتحان کنید.
۱. در حال حاضر دوربین‌های با رزولوشن بالا وجود دارند و این برای سوژه‌ای که بیش از حد بلند به نظر می‌رسد، مناسب است؛ به‌ویژه می‌توانید بعدا عکس را کراپ کنید.
۲.دوربین را بچرخانید و شات عمودی را هم امتحان کنید تا به نتایج متفاوت و گاهی بهتر دست یابید.
۳.به‌ خاطر داشته باشید که نسبت ابعادی دوربین شما با سایز کاغذی که بعدا عکس را در آن چاپ می‌کنید ممکن است متناسب نباشد.

ترکیب‌ بندی عکس

قانون چهارم: اجتناب از مرکز و میانه
هنگامی‌که تازه شروع به عکاسی می‌کنید، معمولا شوق دارید که از هرچیزی که عکس می‌گیرید، آن را در مرکز کادر قرار دهید؛ که این کار، عکس‌هایی دچار سکون و خسته‌کننده به‌وجود می‌آورد. هرچند که این کار مبالغه آمیز است اما یکی از راه‌های مقابله با این کار، استفاده از قانون سه‌بخشی است، که در آن شما تصویر را در حالت عمودی و افقی به سه قسمت تقسیم می‌کنید و سوژه را در یکی از این خطوط فرضی یا محل تقاطع آن‌ها قرار می‌دهید.
به جای این کار، سوژه را از مرکز دور نگه دارید و به این فکر کنید که چطور آن را با سایر چیزهای موجود در صحنه، اعم از هر محدوده‌ی دارای کنتراست نور یا رنگ، در تعادل نگه دارید. هیچ قانون سخت یا سریعی برای رسیدن به این تعادل بصری وجود ندارد،‌اما شما به‌سرعت یاد می‌گیرید که به غرایز خود اعتماد کنید، اینکه درک می‌کنید جای صحیح هر چیز کجاست.
چرا این قانون جواب می‌دهد؟
با تغییر این تعادل، به شات‌های جالب‌تری برسید.
۱.خود را ملزم به رعایت قانون سه‌بخشی نکنید، فقط سوژه را از مرکز دور کنید.
۲.به‌دنبال هر اِلمانی باشید که تعادل را در صحنه ایجاد می‌کند، مانند ورودی غار درخشان در تصویر زیر.
۳.در تصویر زیر مشاهده می‌کنید که چگونه فضای سمت راست(برای کوهنوردی که به آن نگاه می‌کند)، عکس را ساده کرده است.

ترکیب‌ بندی عکس

قانون پنجم: خطوط راهنما
عکسی با ترکیب‌ بندی ضعیف، بیننده را دچار تردید می‌کند که به کجا باید نگاه کند و بدون این‌که نقطه‌ی کانونی واضحی را پیدا کند، توجهش به اطراف صحنه پرت می‌شود. هرچند شما می‌توانید از خطوطی برای کنترل حرکت چشمان بیننده حول دیدن تصویر استفاده کنید.
همگرا کردن خطوط، حسی قوی‌ از پرسپکتیو و عمق سه‌بعدی را القا می‌کند و بیننده را به درون تصویر می‌کشد. خطوط منحنی، چشمان بیننده را حول اطراف قاب هدایت می‌کند و آن‌را به سمت سوژه‌ی اصلی راهنمایی می‌کند.
خطوط همه‌جا حضور دارند، در فرم دیوارها، حائل‌ها(فنس)، جاده‌ها، بناها و خطوط سیم تلفن. همچنین خطوط می‌توانند ضمنی باشند، مثلا شاید مسیری باشند که در آن، سوژه‌‌ی‌ دور از مرکز را نشان می‌دهند.
چرا این قانون جواب می‌دهد؟
خطوط می‌توانند، واسطه‌های ترکیب‌ بندی مهمی باشند.
۱.زمانی‌که تصاویری مانند تصویر زیر شامل خطی قوی هستند، دنبال نکردن آن توسط چشمان ناظر تقریبا غیر ممکن است.
۲.همینطور که اجزاء در این تصویر دورتر می‌شوند، حالتی همگرا ایجاد می‌کنند که شما را به درون خود می‌خوانند.
۳.نرده‌ی حائل(فنس)، مستقیما شما را به نقطه‌ی کانونی، یعنی فیگور کوچکی که در انتهای فاصله قرار دارد، می‌رساند.

ترکیب‌ بندی عکس

قانون ششم: از قطرها استفاده کنید.
خطوط افقی، حس سکون و آرامش را به تصویر می دهند درحالی‌که خطوط عمودی بیانگر ایستادگی و پایداری هستند. برای داشتن حس نمایشی، حرکت یا عدم اطمینان از خطوط قطری استفاده کنید.
فقط لازم است که موقعیت یا طول نقطه‌ی کانونی را تغییر دهید تا زاویه‌ی دید بازتری برای معرفی خطوط قطری داشته باشید، چراکه حالت پرسپکتیوی افزایش یافته است. هنگام استفاده از لنزهای با زاویه‌ی باز، باید دوربین را پایین‌تر بیاورید تا میزان بیشتری از منظره را داشته باشید.
همچنین می‌توانید خطوط قطری را به‌صورت مصنوعی استفاده کنید؛ از تکنیک «چرخش هلندی»(DutchTilt)، استفاده کنید. هنگام عکس‌برداری، به راحتی دوربین را بچرخانید. این کار بسیار موثر است،‌ هرچند برای هر تصویری مناسب نیست و مورد استفاده‌ی صحیح آن به راحتی پیدا نمی‌شود.
چرا این قانون جواب می‌دهد؟
خطوط قطری، حسی قوی از نیرو و حرکت را در خود دارند.
۱.پرسپکتیوی که از طریق یک لنز زاویه‌‌ی باز به دست می‌آید، به‌طور خودکار خطوط قطری را به ما نشان می‌دهد.
۲.نقطه‌های دید پایین باعث می‌شوند دوربین را بچرخانید که این کار خطوط قطری را تقویت می‌کند.
۳.در تصویر زیر، عکاس، فضایی را در سمت راست تصویر باقی گذاشته است تا حرکت اسب‌ها را مدنظر داشته باشد.

ترکیب‌ بندی عکس

قانون هفتم: فضا برای حرکت
حتی خود عکاسان هم دچار سکون هستند، درحالی‌که می‌توانند حس قوی حرکت را منتقل کنند. هنگامی‌که به تصاویر نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که چه اتفاقی در حال رخداد است و مایل هستیم آینده‌ی آن‌را بدانیم. اگر سوژه جای برای حرکت به‌جز خارج از کادر ندارد، حس عدم تعادل یا نارحتی پیدا می‌کنیم.
هرچند، تنها با حرکت دادن سوژه به این تاثیر نمی‌رسید؛ برای مثال، هنگامی که به یک پرتره نگاه می‌کنید،‌ مایل هستید نگاه پرتره را دنبال کنید و پرتره نیز فضایی لازم دارد که به آن نگاه کند.
بنابراین، برای هر دو نوع تصویر، همیشه باید جلو و پشت‌سر سوژه فضای بیشتری درنظر گرفت.
چرا این قانون جواب می‌دهد؟
موقعیت ماشین در کادر، ‌تصادفی نیست.
۱.این ماشینِ سریع، نیاز به فضا برای حرکت دارد، درغیر این‌صورت برداشت تصویر اشتباه خواهد بود.
۲.به خطوط قوی جاده نگاه کنید که حس حرکت را تقویت می کنند.
۳.عکاس از چرخش دوربین به پایین استفاده کرده است تا بر خطوط قطری تاکید کند.

 

قانون هشتم: پس‌زمینه(Background)
تنها روی سوژه متمرکز نباشید، به این‌که در پس‌زمینه چه اتفاقی می‌افتد هم توجه کنید. این موضوع با موضوعات ساده‌سازی صحنه و پر کردن کادر به هم مرتبط هستند. البته، شما هرگز نمی‌توانید پس‌زمینه را نادیده بگیرید، اما می‌توانید آن را کنترل کنید.
در اغلب موارد، فقط، تغییر موقعیت برای تغییر پس‌زمینه‌ای به هم ریخته و رسیدن به موقعیتی که به‌خوبی مکمل سوژه‌ی شماست، کافی است. می‌توانید از لنزی با دهانه عریض و فاصله‌ی کانونی طولانی‌تر هم استفاده کنید تا پس‌زمینه را از فوکوس خارج کنید.
همه ی این‌ها به این بستگی دارد که آیا پس‌زمینه بخشی از داستانی که می‌خواهید با عکس بیان کنید هست یا خیر. در تصویر زیر، پس‌زمینه چیزی است که نیاز است دیده نشود.

ترکیب‌ بندی عکس

قانون نهم: خلاقیت و رنگ‌ها
رنگ‌های درخشان اولیه واقعا چشم را جذب می‌کنند،‌ مخصوصا زمانی‌که با یک رنگ مکمل در تضاد قرار گیرند. اما روش‌های دیگری نیز برای ایجاد کنتراست در رنگ‌ها وجود دارد که شامل جلوه‌ی درخشان رنگ در مقابل زمینه‌ای یک‌رنگ می‌شود. هرچند، برای مثال، برای ساخت عکس‌های برجسته و خیلی خوب به تضاد رنگی قوی احتیاج نیست.
صحنه‌هایی که تقریبا یک‌رنگ هستند، می‌توانند بسیار تاثیرگذار باشند و آن‌هایی که دامنه‌ی محدودی از سایه‌های هماهنگ را دارند، مانند چشم‌اندازهایی که به آرامی روشن شده اند، اغلب تصاویری عالی به‌دست می‌دهند.
کلید این مساله این است که در مورد چگونگی ایزوله کردن و کادربندی سوژه برای حذف رنگ‌های ناخواسته، به‌صورت گزینشی عمل کنیم.
چرا این قانون جواب می‌دهد؟
از رنگ‌های متضاد، شات‌های انتزاعی بگیرید.
۱.آبی، نارنجی یا زرد، رنگ‌های مکمل هستند و کنتراستی پویا ایجاد می‌کنند.
۲.هنگام تلاش برای کنترل رنگ‌‌ها در تصویر، کادربندی کمک‌کننده است.
۳.با ترکیب‌ بندی خارج از مرکز، دیوارهای نارنجی واقعا غالب شده‌اند.

 

قانون دهم: قوانین را نقض کنید!
ترکیب‌ بندی عکس،‌ مشابه زبان تصویری است که می‌توانید از آن برای انتقال پیامی خاص بهره ببرید. هرچند، همانطور که گاهی از زبان نوشتاری برای تاثیری عمدی و کاذب بهره می‌بریم، می‌توانیم همین کار را درمورد عکس‌ها نیز انجام دهیم، یعنی استانداردها و قراردادهای ترکیب‌ بندی را زیر پا بگذاریم.
هرچند اگر این کار به طور تصادفی اتفاق بیفتد، ‌مورد قبول نیست! این کار زمانی درست است که شما قوانین ترکیب‌ بندی عکس را می‌دانید و عمداً آن‌را زیرپا می‌گذارید و در نتیجه، اتفاقات جالبی رخ می‌دهد. اغلب، بهترین زمان شکستن قوانین، زمانی است که به‌طور مثال در تصویر زیر مشاهده می‌کنید.
به‌خاطر داشته باشید: برای هر قانون، جایی آن بیرون، تصویری عالی در انتظار است که به شما ثابت می‌کند باید آن قانون را بشکنید و تصویری جذاب ثبت کنید.
چرا این قانون جواب می‌دهد؟
برخی قوانین را دنبال کنید اما بقیه را زیرپا بگذارید تا به قطعیت برسید.
۱.در تصویر زیر، این خانوم مستقیما به خارج از کادر نگاه می‌کند، که شما را به لبه‌ی کادر هدایت می‌کند؛ ایده‌ی این عکس همین است!
۲.نگاه خیره‌ی مرد، خط فرضی قوی‌ را بین دو فیگور ایجاد می‌کند.
۳.موقعیت خارج از مرکز خانم خیلی خوب جواب داده است و او به‌خوبی با مردی که در تصویر در پشت سرش قرار دارد، تعادل ایجاد کرده است.

منبع:

http://zebto.com

+ نوشته شده توسط Babyphotographystudio در دوشنبه، ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۴ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: عکاسی، راهنمای عکاسی، آموزش عکاسی

مقدمه
عکاسی خانوادگی بسیار باارزش است. زندگی به‌سرعت پیش می‌رود و بچه‌ها خیلی زود تغییر می‌کنند؛ پدر و مادرها عاشق ثبت این لحظاتی هستند که شتابان در حرکت‌اند، اما این‌کار هم چالش‌های خاص خودش را دارد! ما مکرراً در مورد نحوه‌ی ژست‌دهی به اعضای خانواده‌، تحقیق کرده‌ایم و می‌بینیم که هنوز هم خانواده‌ها طرفدار ارتباطِ طبیعی بین یکدیگر‌ هستند. اگر بخواهیم صادق باشیم، مخصوصاً در مورد زمانی‌که بچه‌های کوچک هم در عکس شریک هستند،‌کار همیشه آسان نیست. برخلاف ژست‌دهی به زوج‌ها و بزرگسالان عکاسی نوزاد که تقریباً راحت این کار ‌را انجام می‌دهند، خانواده‌های با بچه‌ی کوچک به مهارت و رویکردهای متفاوتی نیاز دارند. بنابراین،‌ اگر حین عکاسی خسته شدید و هم‌چنان نتیجه‌ی دلخواه را نگرفته بودید،‌ ناامید نشوید! ما در این مقاله چند نکته برای ژست‌ دهی به اعضای خانواده را برای شما بیان می‌کنیم که کمک‌کننده هستند.آتلیه کودک
عکاسی خانوادگی
آن‌چه شما می‌گویید مهم است!

برخلاف چیزی که ممکن است فکر کنید، فقط خودِ ژست مهم نیست، بلکه باید روی ارتباط خاص و مثبت افراد هم تمرکز کنید.
این نکته مهم است که هنگام راهنمایی افراد برای ژست‌دهی، دستورالعمل‌های خاصی داشته باشید. اگر افراد از کاری که باید انجام دهند مطمئن نباشند، احساس ناراحتی می‌کنند و این ناراحتی در عکس‌ها هم نمایان می‌شود. دستورالعمل‌هایتان را خاص، راحت و قابل انجام درنظر بگیرید.
برای مثال، اگر به فرد بگویید:‌ »به پهلو بچرخ»، او باید بداند که کدام سمت بچرخد؟ ‌چقدر بچرخد؟ آیا درست چرخیده است؟ بااین‌حال، با گفتن این عبارات که «با پای چپ یک قدم به عقب بردار و اجازه بده همسرت بازوی چپ تو را بگیرد، بله، درست است!»، فرد دقیقاً می‌داند که شما از او چه کاری را می‌خواهید تا انجام دهد.
یکی دیگر از نکات برقراری ارتباط این است که همیشه از عبارات مثبت استفاده کنید. این کار دو بخش دارد: ۱- به افراد دقیقاً بگویید که چه کاری را باید انجام دهند، نه این‌که چه کاری را انجام ندهند. ۲- در طی زمان عکاسی خانوادگی از آن‌ها تعریف و تمجید کنید. این‌ کار باعث اعتماد به نفس و حس راحتی افراد می‌شود.

عکاسی خانوادگی
نزدیک شوید.

یکی از کلیدهای عالی عکاسی خانوادگی این است که اعضای خانواده به هم نزدیک و صمیمی باشند. هیچ چیز به‌اندازه‌ی دور بودن و فاصله افتادن بین اعضای خانواده، عکس را خراب نمی‌کند، پس به‌هیچ‌وجه این کار را نکنید! افراد را به یکدیگر نزدیک کنید به‌گونه‌ای که حتی یکدیگر را در آغوش بگیرند. به اختلاف قد بین پدر و مادر و فرزندان کوچک‌تر و بزرگ‌تر توجه کنید. بعضی اوقات بهتر است به‌جای ایستادن، همه را در یک سطح نگه دارید تا چهره‌هایشان به هم نزدیک‌تر باشد. راه‌های مختلفی برای این کار وجود دارد! مثلاً این‌که والدین بچه‌های کوچک‌تر را در آغوش بگیرند یا به‌گونه‌ای بنشینند که هم‌سطح آنان شوند. به اطراف نگاه کنید و از آیتم‌های موجود در محیط برای نزدیک کردن افراد به هم استفاده کنید، مثلاً یک نیمکت، دیوار بتنی و غیره که می‌توان از آن‌ها برای ایستادن بچه‌ها استفاده کرد.

عکاسی خانوادگی
ارتباط برقرار کنید.

یکی از الزام‌های عکاسی خانوادگی این است که افراد را در ارتباط با هم نگه دارید. مثلاً یکی از راه‌ها این است که خواهر و برادرها دست هم را بگیرند و پدر و مادر دستشان را دور آن‌ها حلقه کنند تا ارتباط و صمیمیت به خوبی نشان داده شود. هم‌چنین مطمئن شوید که هر فرد کاری با دستش انجام بدهد؛ مثلاً آن‌را درون جیب یا روی شانه‌ی دیگری گذاشته باشد. هم‌چنین بچه‌ها می‌توانند پا یا کمر پدر و مادر را در آغوش بگیرند.

عکاسی خانوادگی
هرچقدر می‌توانید از یک ژست استفاده کنید.

شما با یک ژست کارهای زیادی می‌توانید انجام دهید! نگران نباشید، حرکت کنید و از زوایا و پرسپکتیوهای مختلف عکس بگیرید. یک شات از روبه‌رو بگیرید، سپس به کناره‌ها حرکت کنید و شات‌های دیگری هم بگیرید. نزدیک شوید و صورت تک‌تک افراد را ثبت کنید و از بالا عکس بگیرید. عکاسی از پرسپکتیوهای مختلف راهی عالی برای این است که به گالری عکس‌های آن خانواده تنوع بدهید. مخلوط ژست‌های داده شده و عکس‌های بدون ژست و طبیعی هم ممکن است خوب شود. اجازه دهید افراد راحت باشند و از عکاسی لذت ببرند تا بتوانید عکس‌های منتخبی که در آن هرکسی شخصیت واقعی خودش را دارد ثبت کنید.
به‌جای به خاطر سپردنِ ژست‌ها از روی منابع موجود، روی ارتباط و چیزهای ساده‌ای مانند صمیمیت، ارتباط و نزدیکی افراد تمرکز کنید.
عکاسی خانوادگی
کار را سرگرم‌کننده و لذت‌بخش کنید!

همیشه هدفتان این باشد که لحظات عکاسی برای اعضای خانواده مفرح باشد، مخصوصاً هنگامی‌که بچه‌ها هم دخیل هستند. نگران این نباشید که بچه‌ها بازی کنند، آن‌ها را بخندانید و به بازی تشویق‌شان کنید. تلاش کنید زمانی که با هر خانواده سپری می‌کنید، سرگرم‌کننده و هیجان انگیز باشد. آن‌ها باید از بودن کنار شما لذت ببرند و بخواهند که باز هم این کار را انجام دهند.

عکاسی خانوادگی
– گاهی اوقات به ژست‌ دهی زیاد اهمیت داده می‌شود!

هنگام عکاسی خانوادگی به‌زودی متوجه خواهید شد که با موارد غیرمنتظره هم روبه‌رو خواهید شد! بچه‌ها همیشه دقیقاً چیزی که از آن‌ها خواسته می‌شود را انجام نمی‌دهند و حتی بعضی وقت‌ها برعکس آن‌را انجام می‌دهند. به‌همین خاطر بهتر است عکس‌ها روی حالت طبیعی و لحظه‌های منتخب متمرکز شوند و به‌جای تمرکز شدید روی «ژست»، بر روابط صحیح بین افراد تمرکز شود. ممکن است بچه‌ها به لیست بلند بالای دستورالعمل‌های ژست‌دهی پاسخ ندهند، اما آن‌ها عاشق جُک تعریف کردن و بازی با خواهر برادرهایشان هستند. بنابراین پذیرای لحظات طبیعی نیز باشید.
ژست‌دهی به اعضای یک خانواده نیازی به استرس و نگرانی ندارد. به‌جای ژست‌های از قبل حفظ شده، روی ارتباط و صمیمیت و چیزهای ساده تمرکز کنید و تفاوت دراماتیک عکس‌ها را ببینید. هرچه بیشتر نکات مطرح شده را به کار ببرید، عکس‌هایتان طبیعی‌تر و بهتر خواهند شد!

منبع:

http://zebto.com

+ نوشته شده توسط Babyphotographystudio در دوشنبه، ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۳ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: عکاسی، راهنمای عکاسی، آموزش عکاسی

انواع لنزها رو میشه به صورت ساده دسته بندی کرد...اما در مورد کاربرد نمیشه به طور دقیق صحبت کرد..ممکن هست هر لنز با توجه به کاربرد تعریف شده در موارد دیگری هم استفاده شود.....آتلیه کودک
لنزهای نرمال...آتلیه نوزاد
فاصله کانونی این لنز در حدود 44 م م است که در لنز برای روند کردن این عدد...لنز را با فاصله کانونی 50 م م میسازند.....این لنز به مانند چشم انسان عمل میکند....نه بزرگنمایی و نه دورنمایی ایجاد کرده و زاویه دید آن در حدود چشم ما است....کاربرد متعددی از این لنز میشود...پرتره های قدی...منظره...و...اما این لنز داری محدودیت است..چون در سری لنزهای فیکس است برای دور شدن از هدف و یا نزدیک شدن به آن خود تغییر فاصله دهید....

لنز واید...
فاصله کانونی این لنزها کمتر از 50 م م است..این لنزها تصاویر پهن تری(میدان دید وسیع تر) بدون تغییر فاصله دوربین عکاس نسبت به هدف در مقایسه با لنز نرمان ایجاد میکند.....
کار برد این لنز در مناظر طبیعی و مکانهایی که امکان عقب رفتن عکاس نیست، بیشتر است.....از این لنز در عکاسی از اماکن تاریخی و امارتهای قدیمی(جدید) بسیار کم هست مگر اینکه عکاس هدف خواصی به دنبال داشته باشد....
چون این لنزها خطا های پرسپکتیو زیادی در این زمینه دارند و تصاویر را به صورت اغراق آمیزی ثبت میکنند....

مثلا لنز 24mm /30mmو...

لنزهای سوپر واید(آلترا واید)....
لنزهایی تا دامنه 24 م م جزء لنزهای واید محسوب میشوند...لنزهای سوپر واید از این رنج کمتر هستند و حتی تا 12 م م هم ساخته میشوند....اما رنج رایج در این گروه 16 م م است......این لنزها هم در موارد گفته شده کاربرد بیشتری دارند....

لنز زوم....
این لنزها داری فاصله کانونی متغیر هستند...رنج این لنزها میتواند از سوپر واید تا واید و یا از واید تا تله و یا از نرمال تا تله و...باشه....این لنزها تقریبا همه کاره هستند.....وبرای عکاسی معمولی و حتی حرفه ای مورد استفاده قرار میگیرند....
مثال سوپر واید تا واید(35-16/40-17/و برای کراپهای 1.6 و 1.5 میتوان از 24-12/20-10/22-10/و...نام برد)
مثال واید تا تله...70-24/105-24/105-28/200-18/....
مثال واید تا تله...300-28/200-28.....
مثال نرمال تا تله....200-55/500-50 و برای کراپهای 1.6 و 1.5 میتوان از 200-28 نام برد...
مثال زوم تا سوپر زوم میتوان 400-100/300-100 /400-135/500-170/و...نام برد....از این لنز ها به عنوان تله فتو زوم لنز هم یاد آوری میشود...

لنز تله فتو...
این لنز ها رنج ثابتی دارند و دارای دیافراگمهای کوچکتری نسبت به لنزهای دیگر دارند...که عکاسی با سرعت زیاد رو در شب امکانپذیر میکند...رنج این لنزها از 200 م م شروع میشه تا 1200 م م ختم میشه....اما رنجهایی که بیشترین کاربرد رو داره 200 تا 500 م م است....

لنزها 800 و 1200 م م جزء لنزهای سوپر تله فتو هستند.....

لنزهای ماکرو.....
این لنزها بزرگنمایی برابر با اندازه واقعی شیع در فاصله خاصی ایجاد میکنند....کاربرد این لنزها ...عکاسی از اشیایی کوچکی که قصد بزرگنمایی آنها باشد و یا موجوداتی که امکان نزدیک شدن به آنها نیست...مثل پروانه ...ملخ و.....(نه شیر و ببر)...
این لنزها بزرگترین اندازه رو در فاصله خاصی از دهانه لنز ایجاد میکند....
رنج این لنزها از 50 م م تا 180 م م است....
تفاوت یزرگنمایی این لنزها با توجه به فاصله کانونی آن در مسافت خاصی میباشد....یعنی تمام این لنزها بزرگنمایی 1 به 1 از تصاویر ایجاد میکنند...
مثلا لنز 60 م م در فاصله 7 سانتیمتری از دهانه بیشترین بزرگنمایی و لنز 100 م م در 12 ...و لنز 180 در 22 سانتی چنین بزرگنمایی ایجاد میکند....
طبیعی است که با یک لنز 60 م م نمیشه بزرگنمایی 1 به 1 از یک پروانه داشت...چون پروانه......
اما با لنز 180 این کار امکانپذیر است.....

لنز فیش آی یا چشم ماهی.....
این لنزها زاویه دید 180 درجه دارندو رنج این لنزها در حدود 8 م م است....(مثل چشمی در منازل)

لنزهای فیکس.....

رنج این لنزها از 15 م م شروع میشه و در کانن تا 1200 م م و در سیگما تا 800 م م ختم میشه.....
این لنزها دارای دیافراگم بزرگی هستند و تا 200 و 300 م م حتی دیافراگم 2.8 رو نیز دارند.....
این لنزها امکان استفاده از شاترهای سریع رو در نور کم فراهم میکنند....

لنزهای فیکس پرتره....

از این لنزها برای عکاسی از پرتره استفاده میکنند...رنج این لنزها از 85 م م تا 200 م م است که بیشترین استفاده آن رنج 135 م م است.....البته از لنزهای زوم هم برای این کار استفاده میکنند...اما این لنزها دارای کیفیت برتری نسبت به بقیه لنزها هستند....
این هم برای اینکه در مورد کراپهایی که قبلا از آنها نام برده شد گیج نشوید..........

اما در مورد ضریب سنسور(کراپ)....
اصولا دوربینهای دیجیتال به جای نگاتیو و فیلم از سنسور دیجیتال استفاده میکنند که در روی این صفحه میلیونها فتو ترانزیستور قرار دارد...(فتو دیود...)...اما اندازه این سنسور ها کوچکتر از سطح نگاتیو است ...به طور کلی در دوربینهای دیجیتال 3 نوع سنسور وجود دارد(بجز بکهای دیجیتال....)

2-APS-H
3-Full-Frame

سنسور شماره یک در اندازه 15×22است.
سنسور شماره دو در اندازه 19×29است.
سنسور شماره سه در اندازه 36×24 و برابر با نگاتیو...
سنسور های بک های دیجیتال از نگاتیو 135 بزرگتر است....در سنسور های 31 و 39 مگاپیکسلس کداک و 39 مگاپیکسلی هاسلبلاد این اندازه برابر با 36×48.....

حال با کمی دقت متوجه میشوید که سنسور شماره 1 در حدود 1.6 برابر کوچکتر از سطح نگاتیو 135 است و در بعضی از دوربینها با تغییر جزئی در اندازه این سری از سنسور ها این ضریب برابر با 1.5 میشه مثلا دوربینهای نیکون...
در سری دوم این اندازه حدودا 1.3 برابر کوچکتر از .....
و در سری سوم برابر با خو فیلم 135 است.......
هرچه این اندازه کوچکتر باشد سنسور با توجه با ضریب خودش(در دوربینهای کامپکت تین ضریب بیش ز اینهااست و در حدودا 4تا 6 برابر کوچکتر هم میشوند...)در تصویر بزرگنمایی ایجاد میکنند....
مثلا اگر ضریب سنسور شما 1.6 باشه لنز شما در هر فاصله کانونی که قرار داشته باشه باید در این عدد ضرب بشود...مثلا لنز شما اگر 10 م م باشه و در این عدد ضرب بشود برابر با 16 م م میشه

 

منبع:

http://www.bridalphotographystudio.com

+ نوشته شده توسط Babyphotographystudio در دوشنبه، ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۲ بعد از ظهر، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: عکاسی، راهنمای عکاسی، آموزش عکاسی

در حال حاضر اکثر افراد از دوربین های عکاسی دیجیتال استفاده می کنند چرا که فکر می‏کنند بهترین راه عکسبرداری است،  وتکنولوژی آن نیز همواره در حال بهتر شدن است . مزیت اصلی دوربین دیجیتال این است که با یک دوربین دیجیتال می‏توانیدعکسی را که لحظه‏ای قبل انداخته‏اید بلافاصله ببنید و در صورت لزوم آن را اصلاح کنید و همچنین در این دوربین ها نیازی به قراردادن فیلم در آن نیست و بنابراین هزینه کمتری دارد. عکاسی کودک

تاریخچه دوربین های عکاسی دیجیتال به زمانی باز می گردد که اولین سنسورهای ثبت تصاویر ابداع شد. سال ۱۹۵۱ اولین سنسورثبت دیجیتال تصاویر در یک دستگاه ضبط ویدیویی بکار رفت. استفاده از کامپیوتر در آن زمان هنوز رایج نشده بود و این دوربینضبط ویدیویی، تصاویر را روی نوار ذخیره می کرد.

می توان گفت تاریخچه دوربین های دیجیتالی با نام “یوگین اف لالی” یکی از پیشتازان عصر فضا در آزمایشگاه jet propulsion  آغاز شد. وی در آن زمان به فکر استفاده از سنسور های نوری برای عکاسی دیجیتالی بود. در سال ۱۹۶۱ هدف یوگین عکاسی از سیارات و ستاره های فضایی بود.

در طول دهه ۶۰ میلادی، ناسا اولین تلاش ها برای استفاده از سنسورهای دیجیتال (به جای آنالوگ) را برای ثبت تصاویر سطح ماه آغاز کرد و با گسترش کامپیوتر، برای پردازش و بهبود تصاویر دریافتی، از کامپیوتر بهره جست. استفاده دیگر ثبت دیجیتالی تصاویر در آن زمان ماهواره های جاسوسی بودند و تلاش در جهت گسترش این شاخه، دانش ثبت تصاویر دیجیتالی را تا حد زیادی گسترش بخشید.

اختراع اولین «دوربین بدون فیلم» در سال ۱۹۷۲ به نام کمپانی تگزاس اینسترومنت ثبت شده است. در سال ۱۹۷۵ نمونه اولیه اولین دوربین دیجیتالی توسط “استوان ساسون” -یکی از مهندسان شرکت eastman kodak – طراحی شد.او چندین لنز از دوربین های فیلمبرداری کداک و قطعات دیجیتالی موتورولا را با سنسور های الکترونیکی ccd که تازه اختراع شده بودند با یکدیگر ترکیب کرد.عکاسی بارداری

دوربین ساخته شده دوربینی در اندازه یک توستر بزرگ بود و ۴ کیلوگرم وزن داشت. این دوربین روی یک نوار کاست دیجیتالی عکس های سیاه و سفید می گرفت و تماشای عکس ها فقط با کمک ساسون و همکارانش ممکن بود. کیفیت نمایش دوربین ۴ کیلویی یک مگاپیکسل بود و برای گرفتن هر عکس دیجیتالی ۳۳ ثانیه زمان مصرف می شد.

در ۲۵ آگوست ۱۹۸۱ «مپانی سونی »اولین نمونه تجاری دوربین های عکاسی دیجیتال را با نام Sony Mavica وارد بازار نمود. با نمایش دوربین movica توسط سونی نیاز به فیلم های دوربین رفع شد. movica هنوز یک دوربین دیجیتالی نبود ، بلکه نوعی دوربین تلویزیونی آنالوگ به شمار می رفت.movica تصاویر را روی فلاپی دیسک های ۲ اینچی به نام movipaks  ذخیره می کرد و قابلیت نگهداری ۵۰ عکس رنگی و بازپخش کردن آن ها را در مانیتور دوربین داشت.

دوربین نیمه دیجیتالی سونی با باتری های aa کار می کرد و حساسیت نور در سنسور های ccd آن iso200 و سرعت شاتر نیز در ۶۰/۱ ثانیه تنظیم شده بود.

اگرچه نمیتوان Sony Mavica  را یک دوربین عکاسی دیجیتال نامید، اما در واقع این دوربین آغازگر نهضت دوربین های دیجیتال عکاسی بود.

در اواسط دهه ۷۰ میلادی کمپانی کداک چندین نمونه سنسور حالت جامد ابداع کرد که قادر بودند نور را مستقیما به تصاویر دیجیتال تبدیل کنند.

در سال ۱۹۸۱ اولین دوربین دیجیتالی واقعی ساخته شد. دانشگاه کاگری کاندا و تیم تحقیقاتی asi دوربین all-sky را برای عکاسی از سپیده دم ساختند. تمامی دوربین های all-sky بیشتر ccd های ۱۰۰×۱۰۰ پیکسلی fairchild را مصرف می کردند. در اکتبر ۱۹۸۱ با عرضه cdp-101 –اولین پلیر دیسک فشرده در دنیا- توسط سونی، انقلاب دیجیتالی شکل گرفت. دوربین های مفهومی لوییگی کولانی – یکی از طراحان صنعتی کانن-  در سال ۱۹۸۳ رویاهایی را برای آینده دوربین ها و تغییرات در طراحی آن ها ، در سر می پروراند. دوربین ۵ سیستمی او شامل یک دوربین hy-pro، یک slr دوربین تک لنزی با یک منظره یاب lcd، یک دوربین مبتدی که lady نام داشت و یک super c bio با زوم قوی و یک فلش built-in می شد.

اولین دوربین دیجیتالی فروشی dycam model 1بود. که این دوربین به سنسور های ccd مجهز بود و تصاویر را به صورت دیجیتالی ذخیره می کرد و برای دانلود عکس ها به کامپیوتر متصل می شد.

در سال ۱۹۹۱ دوربین db4000 ساخته شد. این دوربین دارای یک سنسورccd 2.048×۲٫۰۴ پیکسل و یک حافظه ۸ بیتی بود. در سال ۱۹۹۰ نیز adob photoshop 1 وارد فروشگاه ها شد.

در همان سال ها دوربین dcs200 با قابلیت استفاده از built-in وارد بازی شد. این دوربین بر اساس مدل nikon n8008 ساخته شده بود و در ۵ ترکیب رنگی متفاوت وارد بازار شد.

دوربین هایی شبیه به دوربین های امروزی در سال ۱۹۹۵ دوربینی به نام casio qv-10 معرفی شد. این دوربین ها که از نظر ظاهری شبیه دوربین های دیجیتالی فشرده امروزی بودند در قسمت پشتی خود یک صفحه نمایش ۸/۱ اینچی ال سی دی داشتند.

casio qv-10 نیز به سنسور های ccd و ۴۰۰×۲۸۰ پیکسلی مجهز بود و تصاویر را روی یک حافظه نیمه رسانا ذخیره می کرد و ظرفیت ذخیره ۹۶ عکس رنگی را نیز داشت. از دیگر ویژگی های آن می توان به نمایش خودکار، بازپخش اتوماتیک تصاویر و تایمر اتوماتیک اشاره کرد. قیمت این دوربین ها ۱۰۰۰ دلار بود.

فتو سی دی نیز اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط کداک به دنیا معرفی شد. این ابداع مصادف بود با پیشنهاد ارایه اولین سیستم استاندارد برای توصیف رنگ در کامپیوتر توسط این کمپانی. کداک یک سال بعد اولین دوربین حرفه ای عکاسی دیجیتال را از مونتاژ یک  سنسور ۱.۳ مگاپیکسلی روی یک دوربین اپتیکال Nikon F-۳ تولید کرد.

Apple QuickTake100 و Kodak DC40 و Casio QV-11 و Sony Cyber-Shot Digital Still Camera اولین دوربین های دیجیتال با قابلیت اتصال به کامپیوترهای خانگی از طریق درگاه سریال بودند که در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ وارد بازار شدند.

اگرچه سهم بزرگی از توسعه فناوری عکاسی دیجیتال متعلق به کداک است، اما نباید فراموش کرد که مایکروسافت و کینکو نیز با همکاری کداک نقش مهمی در توسعه نرم افزارهای مورد نیاز برای ویرایش عکسها، تولید فتوسی دی و ذخیره اسناد تصویری ایفا کردند.

اولین دوربینهای دیجیتالی رزولوشن بسیار کمی داشتند و از نظر اپتیکی نامناسب بودند. به دلیل اینکه لنز دوربینهای اولیه پلاستیکی و سنسورهای آنها از نوع CMOS،  که ارزانتر هستند بود. این سنسورها در دوربینهای امروزی با CCD جایگزین شده‏اند .

با گذشت زمان،  ریزنمایی بالاتر،  در حد ۶۴۰*۴۸۰ پیکسل به بازار آمدند که برای ساختن تصاویر وب مناسب بوده ولی هنوز هم برای چاپ بسیار نامناسبند. بعد از آن دوربینهای مگاپیکسلی وارد بازار شدند. مگا به معنی میلیون است و منظور از آن دوربینهایی است که تصاویر آنها از بیش از یک میلیون پیکسل ایجاد شده‏اند .

اما از آنجایی که هدف اصلی سازندگان دوربینهای دیجیتال این بوده است که رزولوشن یا دقت دوربینهای دیجیتال را به دوربینهای فیلمی برسانند ، آنان تلاش کردند تا  رزولوشن بالاتر به عکاس اجازه می‏دهد تا عکس را در اندازه‏های بزرگتری چاپ کند یا بتواند قسمت‏هایی از عکسهای خود را جدا کرده،  بزرگ و چاپ کند،  بدون اینکه کیفیت آن کاهش یابد .

 

منبع:

http://www.bridalphotographystudio.com

+ نوشته شده توسط Babyphotographystudio در دوشنبه، ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۱ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: عکاسی، راهنمای عکاسی، آموزش عکاسی

 وقتی که من دست به کار نوشتن یک مقاله در مورد عکاسی از مردها شدم، اصلا به ذهنم خطور نکرد که این موضوع در واقع چقدر وسیع است. درحالیکه می توان چیزهای زیادی در مورد عکاسی از آقایان نوشت، از نورپردازی گرفته تا ژست ها، پس پردازش و غیره، به نظر می رسد که عدم تعادل شدیدی در میزان مطالب اختصاص داده شده تنها به عکاسی از آقایان، در مقایسه با خانم ها، وجود دارد. در این مطلب لنزک به ۸ نکته جالب توجه در عکاسی از آقایان می پردازیم.عکاسی نوزاد

وقتی بحث زمینه مطرح باشد، از مردها به عنوان مثال در ژانرهای عکاسی خبری، مُد، ورزشی، سفر، مراسم عروسی و خانوادگی، و پرتره های شرکتی عکاسی می شود. ژانر عکاسی اصلی من خانواده است، و پرتره های شرکتی نیز می گیرم. تقاضای رو به رشدی برای پرتره های حرفه ای آرام تر برای مشتریان وجود دارد تا از آن در پروفایل لینکداین، صفحات حرفه ای فیس بوک، و حتی سایت های دوستیابی آنلاین استفاده کنند. مشتریان پرتره ای می خواهند که رنگ و لعاب دار باشد، ویترین شخصیت آنها یا شاید نوع کاری که انجام می دهند باشد، بدون این که بیش از حد شرکتی (رسمی) به نظر برسد. برای هدف این مقاله، من در مورد عکاسی از آقایان بیشتر در این دو زمینه صحبت خواهم کرد.عکاسی کودک
۱
او را در روند مشاوره دخیل کنید (شرکت دهید)

این نکته به دلیل خوبی در جایگاه اول قرار گرفته است. یکی از رایج ترین شکایاتی که من در فروم های عکاسی پرتره می شنوم مربوط به پدر/شوهر بی میل است – کسی که طوری در جلسات عکاسی پرتره خانوادگی حاضر می شود انگار این آخرین جا روی کره زمین است که او می خواهد در آن باشد. ناسازگاری او مسری است، و باعث می شود کار شما برای ثبت تمام آن ارتباطات خانوادگی شاد تقریبا غیرممکن شود.

اعتراف می کنم، این یکی از معضلات من بود تا وقتی که متوجه شدم من اغلب آقایان را در روند مشاوره دخیل نکرده و شرکت نمی دادم. در هر مورد پدر بدخلقی که با آن مواجه شدم، به اشتباه فرض می کردم که زنانی که در طول مشاوره با آنها صحبت می کردم، همه چیز را با همسر خود به اشتراک می گذاشتند، و به نوبه خود، هر گونه نگرانی که شرکای خود داشتند را با من در میان می گذاشتند.

پس از جرقه ای که در ذهنم زده شد، دخیل کردن آقایان در این روند را شروع کردم و این کار یک دنیا تفاوت به وجود آورد. معلوم شد که آنها تنها می خواهند شنیده شوند. هر چه بیشتر قبل از عکاسی یک مرد را در روند کار شریک کنید، وقتی دوربین را به دست می گیرید او بیشتر احساس راحتی خواهد کرد، و عکس های بهتری خواهید گرفت. چه وقتی که در حال عکاسی از یک مشتری، مرد همسایه، یا برادر خود باشید، این امر صادق است.

از او بپرسید آیا هیچ خصوصیتی دارد که نسبت به آن حساس باشد. بینی برجسته، غبغب، جای زخم آکنه و کمی شکم حساسیت های معمول هستند. اجازه دهید او ناامنی های خود را بدون احساس حماقت بیان کند، و به او اطمینان دهید که می توانید با ژست دهی، زاویه دوربین، نورپردازی، و پس پردازش بر این مشکلات غلبه کنید.

از او بپرسید در چه نوع لباس هایی احساس خوبی دارد، و مطمئن شوید که او می فهمد این مسئله چگونه می تواند در عکس ها به نفع یا ضرر او باشد.
[عکاسی از آقایان]

اگر او تلاش کرد تا خوب به نظر برسد، با توجه به جزئیات در عکس ها با او منصفانه رفتار کن.

اگر او تلاش کرد تا برای جلسه عکاسی شما خوب لباس بپوشد، که اغلب مردها این کار را خواهند کرد، با توجه به جزئیات در مرحله ویرایش، شما نیز همان احترام را به او نشان دهید. هنگام ویرایش از نزدیک (بیشتر) زوم کنید و مواردی چون موهای مزاحمی که ممکن است از زیر دست تیغ در رفته باشند، یک نخ آویزان، یا یک لکه به جا مانده از انگشتان یک کودک را تصحیح کنید.
۲
هدف و معنا را پیدا کنید

پس از نکته #۱ سعی کنید بفهمید که چرا او می خواهد این عکس ها گرفته شوند. اگر این یک پرتره تک نفره است، او آن را برای چه کاری استفاده می کند؟ اگر برای استفاده حرفه ای است، او چه جور کاری انجام می دهد؟ او چه نوع ظاهری می خواهد؟ اگر او یک مربی موج سواری با کایت پرشور است، ممکن است از عکس های سیاه و سفید شما تقدیر نکند – او به احتمال زیاد چیزی پر از رنگ و جنب و جوش می خواهد. با این حال، یک نویسنده در حال شکوفا شدن ممکن است عکس های سیاه و سفید را دوست داشته باشد.

اگر در یک جلسه عکاسی خانوادگی هستید، سوالاتی در مورد خانواده او بپرسید. این کار بدیهی به نظر می رسد، اما شگفت زده خواهید شد که چطور این مرحله مهم اغلب فراموش می شود. خانواده دوست دارند چه کاری با هم انجام دهند؟ چه چیز خاصی در مورد شریک زندگی او وجود دارد؟ او چه چیزی را در مورد فرزند یا نوه خود بیشتر از همه دوست دارد؟ عمیق کند و کاو کنید، و به پاسخ های او گوش دهید. از آنچه که آشکار می کند شگفت زده خواهید شد.

عکس زیر از پدرم و دختر بزرگم یکی از عکس های مورد علاقه شخصی من است. پدرم به من گفت که این واقعیت را دوست دارد که با وجود این که دخترم یک نوجوان است، هنوز هم وقتی با هم به پیاده روی در جنگل نزدیک خانه اش می روند، دست یا بازوی او را می گیرد. من عاشق قوس درختانم که آنها را مثل یک قاب در بر گرفته است. برای من، اینطور به نظر می رسد که آنها دارند با هم به سمت آینده راه می روند.
[عکاسی از آقایان]

از ارتباط هایی که معنی دار هستند عکس بگیرید.

مردی که در عکس های زیر است، به من گفت که چقدر از کوچکی دست ها و پاهای دختر تاره متولد شده اش شگفت زده است. مانند بسیاری از پدران جوان، او در مرحله پرمشغله ای از زندگی حرفه ای خود، یعنی تامین آینده برای خانواده اش قرار دارد. اغلب اوقات وقتی او شب به خانه می رسد کودک خواب است، و بنابراین او لحظه های آرامی که با هم سپری می کنند را گرامی می دارد.
[عکاسی از آقایان] [عکاسی از آقایان]

پدران پر مشغله از لحظات آرام با کودکان خود تقدیر می کنند.

عکس زیر از دو عموزاده گرفته شده است. آنها در دوران کودکی با هم بازی می کردند، اما از وقتی که کوچک بودند و خانواده های آنها از کشور خود مهاجرت کردند، در قاره های جدا زندگی کرده اند. نکته قابل توجه برای من این بود که حرکات و زبان بدن آنها چقدر به هم شبیه بود، با وجود این که آنها بیشتر زندگی خود را جدا از هم زندگی کرده بودند، و من می خواستم آن شباهت ها را در یک عکس ثبت کنم. اقیانوس در این عکس نمادین است، که معمولا آنها را از هم جدا می کند. در این لحظه، هر دوی آنها در یک سمت آن بودند.
[عکاسی از آقایان]

من می خواستم شباهت بین این دو عموزاده را که بیشتر زندگی خود را در قاره های جدا زندگی کرده بودند، به تصویر بکشم. اقیانوس در این زمینه پرمعنی است: معمولا آنها را از هم جدا می کند، اما در آن لحظه ای که این عکس گرفته شد، هر دو در یک سمت آن بودند.
۳
به او چیزی بدهید که به آن تکیه دهد یا بر روی آن بنشیند

صرف نظر از این که شما چقدر از قبل آماده شده اید، بسیاری از افراد به شدت در مقابل دوربین ناراحت هستند، به خصوص در شروع عکاسی. اگر سوژه شما از ایستادن در مقابل دوربین احساس بدی دارد، از او بخواهید به یک سطح عمودی مانند یک دیوار، حصار، تیر چراغ برق، یا ماشین تکیه بزند. این کار به او کمک می کند تا احساس محکم بودن و تعادل کند، و به او اجازه خواهد داد تا بدون این که غیرطبیعی به نظر برسد، به بدن خود زاویه بدهد. اگر او نشسته است، شما برای نکته بعدی آماده هستید.
[عکاسی از آقایان]

یک سطح عمودی پیدا کنید تا او به آن تکیه دهد.
۴
غبغب، بینی برجسته، یا گونه (فک) سنگن را به حداقل برسانید

یک راه برای به حداقل رساندن غبغب، عکس گرفتن از بالای سطح چشم است، درحالیکه سوژه کمی به سمت جلو متمایل (خم) شده است. اگر سوژه نشسته است، از او بخواهید بازو هایش را روی ران پا استراحت داده و زانوانش را با زاویه ۴۵ درجه از شما تنظیم کند.

همچنین می توانید از نورپردازی به نفع خود استفاده کنید. نور قوی و مستقیم می تواند از نظر بصری یک چهره، یا نیم تنه را لاغرتر نشان دهد.

در عکس چپ دوربین زیر سطح چشم بود (سوژه بلندتر از من بود و ایستاده بود) و با نوری که بر روی هر دو طرف چهره او می تابید، گرفته شد. عکس سمت راست مطلوب تر است. سوژه نشسته، و رو به جلو و با زاویه دور از دوربین خم شده است. نور قوی بازتاب شده از یک دیوار در اواخر بعد از ظهر، روی گردن و سمت چپ صورت او سایه افکنده است.
[عکاسی از آقایان]

استفاده از سایه و زاویه در عکس سمت راست، پرتره برجسته تری ایجاد کرد.
۵
اگر خم می شود، آن را خم کنید

خم کردن بازوها و پاها باعث می شود سوژه شما طبیعی و آرام تر به نظر برسد، و مزیت دیگر آن جمع و جور (فشرده) تر کردن بدن است که به نفع ترکیب بندی می باشد.
۶
کاری به او بدهید که با دست هایش انجام دهد

«من با دست هایم باید چه کار کنم؟» سوالی است که اغلب در طول یک جلسه عکاسی از من پرسیده می شود. افراد وقتی که در مقابل یک دوربین قرار می گیرند ناگهان در مورد دست های خود آگاه می شوند و دست هایی که مستقیما رو به پایین در دو طرف بدن آویزان می شوند، ناشیانه و ناجور به نظر می رسند.

اگر او ایستاده است، از او بخواهید یک یا دو دستش را در جیب خود قرار دهد، یا انگشت شست خود را در یک طرف کمر دور کمربند حلقه کند. اگر نشسته است، می تواند انگشتان خود را در هم جفت کرده، یا دست هایش را در هم قلاب کند. در صورتی که دارید یک عکس خانوادگی می گیرید، از او بخواهید دست یک کودک یا نوزاد را بگیرد.
[عکاسی از آقایان]
۷
جزئیات و تضاد

جزئیاتی مانند چشم ها، لب ها، و دست ها به گفتن یک داستان (داستان سرایی) کمک می کنند، و ارتباط بین افراد را به تصویر می کشند. از بین تمام این جزئیات، دست ها مورد علاقه من هستند. دست ها بیانگر قوی روابط عاطفی و مهربانی هستند. عکاسی از دست مردها به خاطر اندازه بزرگشان، در تضاد با دست زنان و کودکان، از نظر بصری چشمگیر است.

پرتره زیر یک لحظه لطیف و قدرتمند بین پدر و دختر را نشان می دهد. دست پدر در کنار دست دختر بزرگ و قوی است، و او همانطور که کف شیر روی انگشتان دخترش را می بوسد، لبخند می زند.
[عکاسی از آقایان]

پدری که با لبخند بر کف شیر روی انگشتان دخترش بوسه می زند.

در عکس زیر از یک پدر با نوزادش، اندازه و قدرت دست های او در برابر پوست نرم نوزاد و بدن کوچک او کنتراست (تضاد) ایجاد می کند. آنها نشان می دهند که او چقدر کوچک و آسیب پذیر است، و لطافت و اعتماد را به تصویر می کشند.
[عکاسی از آقایان]

اندازه دست های مرد در مقابل بچه تضاد ایجاد کرده، و محافظت و مراقبت را نشان می دهد.
۸
پس پردازش

اجازه دهید با این مسئله روبرو شویم، دوربین های دیجیتال می توانند بی رحم باشند. آنها در عرض یک دقیقه جزئیات تمام آن عیوب کمی که چشم غیر مسلح نمی بیند را ثبت می کنند، و آن را در تصویر ثابت نگه می دارند تا چشم به آن زل بزند.

در برخی از سبک های پرتره، این امر خوش آیند و مطلوب است. مردهای مسن با چهره های ناصاف سوژه های محبوبی برای عکاسان سفر و عکاسان خبری هستند. با این حال، چین و چروک ها و لکه ها چیزی نیستند که شما بخواهید در عکس های خانوادگی یا عکس های سر و شانه (headshot) حرفه ای توجه بیننده را به سمت آنها جلب کنید، بنابراین مهربان باشید!

مردها در طول مشاوره و عکاسی سرنخ هایی به شما می دهند. اگر آنها شوخی هایی مانند این کردند: «می توانی طوری از من عکس بگیری که ۱۰ سال جوانتر به نظر برسم؟» یا «می توانی کاری کنی که من شبیه جورج کلونی شوم؟»، احتمالا زیاد هم شوخی نمی کنند. تنها به این دلیل که او مرد است، به این معنی نیست که با جوشی که دیروز صبح روی صورتش سر درآورده، یا مویی که از سوراخ بینی اش بیرون زده و ماشین اصلاح آن را جا انداخته، مشکلی نداشته باشد.

وقتی صحبت از ویرایش باشد، تا حد زیادی به سبک شخصی شما بستگی خواهد داشت. اگرچه من طرفدار پرتره های خیلی ویرایش شده نیستم، اما هنوز هم معتقدم که کمی ویرایش لازم است. در مورد آقایان، من کمی از ابزار قلم مو برای نرم کردن پوست استفاده می کنم. این افکت باید ظریف باشد، و پوست او هرگز نباید نرم تر از پوست یک زن یا کودک در همان عکس به نظر برسد.

وقتی نوبت به لکه ها می رسد، قانون کلی من حذف هر گونه لکه ایست که موقتی می باشد. جوش، زخم، موهای پریشان، اگر قرار است تا دو هفته دیگر از روی صورتش محو شود، من در مرحله پس پردازش آن را از صورت او حذف می کنم. خال یا علامت تولد را حذف نمی کنم، مگر این که مشتری به طور خاص از من بخواهد این کار را انجام دهم.
[ عکاسی از آقایان]

من در این پرتره تصادفی از پدرم، برخی از لکه های موقتی را حذف کرده ام، اما پرتره اصالت خود را حفظ کرده است.
اکنون نوبت شماست!


نویسنده: کارن کوئیست (Karen Quist)
منبع

برگرفته از: digital-photography-school

+ نوشته شده توسط Babyphotographystudio در شنبه، ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۶ بعد از ظهر، یک بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: آتلیه کودک، عکاسی کودک، عکس کودک، آتلیه عکاسی کودک، بهترین آتلیه کودک، آتلیه کودک شهرک غرب
 شناخت ویژگی های هر رنگ، در کنار خاصیت همنشینی رنگ ها، از اصول مهم در عکاسی کودک می باشند. عکس های کودک و نوزاد نیاز به لطافت٬ پاکی و شیطنت دارند. وقتی این ها را بدانیم، راحت تر به سراغ تکنیک ها و رنگ ها می رویم. در این آموزش عکاسی از کودکان، محمدرضا معصومی روی مبحث «رنگ» در عکاسی کودک تمرکز کرده و چند نکته و ترفند کاربردی برای انتخاب رنگ ها به اشتراک گذاشته است.آتلیه بارداری
[چرخه رنگ در عکاسی کودک]

اغلب آموزش های عکاسی از کودکان و نوزادان روی نورپردازی، ژست دهی و تکنیک های عکاسی تمرکز می کنند. درحالیکه در عکاسی از کودک، خواه آتلیه ای و خواه در فضای باز، «رنگ» یکی از اصول مهمی است که نباید دست کم گرفته شود.

ما در این آموزش به دنبال انتخاب تعدادی رنگ برای استفاده در عکس های کودک و نوزاد به ویژه عکس های آتلیه ای هستیم (چراکه در آتلیه، عکاس کنترل بیشتری روی انتخاب رنگ ها دارد).
الف
پیش نیاز

برای اینکه از این آموزش بیشترین استفاده را داشته باشید، ابتدا به تعریف مفاهیم پیش نیاز یعنی «چرخه رنگ»، «روابط رنگ ها» و «پالت رنگ» می پردازیم. اگر با آن ها آشنا هستید، می توانید این قسمت را رد داده و کمی پایین تر به سراغ ترفند ها بروید.
[چرخه رنگ 12 تایی]

تصویر فوق یک چرخه رنگ ۱۲ تایی را نشان می دهد. سه رنگ اولیه: قرمز، آبی و زرد هستند (۱). هر دو رنگ اصلی با هم ترکیب می شوند و بین آن ها یک رنگ جدید به وجود می آید که رنگ های ثانویه نام دارند (۲). و در نهایت به همین ترتیب یک چرخه رنگ (color wheel) دوازده تایی ایجاد می شود (۳).
[روابط رنگ ها در چرخه رنگ ]

بین این رنگ ها در چرخه، روابطی بر قرار است که هنرمندان از آن ها برای انتخاب رنگ ها و تشکیل یک پالت (مجموعه ای از رنگ ها برای خلق آثارشان) بهره می جویند. در تصویر فوق روابط مهم را مشاهده می نمایید. رابطه Analogous یا همسان به رنگ های همجوار در چرخه اشاره دارد، Complementary یا مکمل به دو رنگ مقابل هم در چرخه و… هم اینکه با چرخه و این روابط آشنایی اولیه ای داشته باشید و بدانید به دنبال چه تعداد و چه نوع رنگ هایی هستید کافیست. چراکه ما رنگ اولیه را انتخاب می کنیم، و نرم افزار ها با توجه به رابطه ای که انتخاب می کنیم رنگ های بعدی را به ما معرفی خواهند کرد. در همین مطلب لنزک به یکی دو مورد از این ابزار ها اشاره خواهیم کرد.
[پالت های رنگ]

و اما پالت رنگ. در تصویر فوق شاهد پالت رنگ های به کار برده شده در دو عکس مختلف هستید که از سایت جالب colorpalettet برای شفاف سازی مفهوم پالت رنگ ها انتخاب کرده ایم.
ب
ترفند ها

و اما چند نکته و ترفند کاربردی برای انتخاب رنگ ها در عکاسی کودک و نوزاد:
۱
حذف تمام رنگ ها
[عکاسی از نوزاد]

اولین ترفند، حذف تمام رنگ هاست. نتیجه در عین سادگی چشم گیر است. با این کار شما توجه و تمرکز بسیار بالایی را بر سوژه اصلی، که نوزاد است، قرار خواهید داد.
۲
رنگ ‌های همسان یا هم جوار
[رنگ های هم جوار]

راه حل پیشنهادی دوم استفاده از رنگ های هم جوار یا همسان (Analogous) است. طیف های یکسان را در پس زمینه و پیش زمینه و خود سوژه به کار بگیرید. این روش احساس یکسانی و یکدستی ویژه ای می دهد و برای کسانی که در استفاده از رنگ ها محتاط هستند، انتخاب مناسبی است.
[رنگ در عکاسی کودک]

در عکس نمونه فوق، رنگ اصلی تن پوست نوزاد در نظر گرفته شده و رنگ های دیگر موجود در صحنه به صورت هم جوار (Analogous) از چرخه رنگ ها انتخاب شده اند. برای یافتن رنگ های همسان می توانید از اکستنشن Kuler فتوشاپ یا یک ابزار آنلاین مثل سایت پالتون کمک بگیرید. کافیست آن را بر روی Analogous تنظیم نمایید و رنگ اصلی تان را به آن بدهید.

از همین روش، برای تمام رنگ های تنُد هم می توانید استفاده کنید. معمولا رنگ هایی که با پوست صورت هم خانواده هستند، موثر تر اند. قرمز، صورتی، زرد، نارنجی و…

رنگ های خنثی (سفید – سیاه – خاکستری) مادامی که غالب نباشند را میتوان نادیده گرفت.
۳
استفاده از رنگ های مکمل
[روابط در چرخه رنگ ها - رنگ های مکمل]

راه سوم استفاده از رنگ های مکمل است. به رنگ هایی که در چرخه رنگ ها مقابل هم هستند (۱۸۰ درجه اختلاف دارند) رنگ های مکمل (Complementary) گفته می شود. سبز و قرمز / نارنجی و آبی / بنفش و زرد رنگ های مکمل هستند و در کنار هم تضاد زیبایی را به وجود خواهند آورد.
[رنگ در عکاسی کودک] [دو رنگ مکمل سبز و قرمز]
۴
اضافه کردن رنگ های بیشتر
[روابط در چرخه رنگ ها]

در این مطلب به حذف رنگ ها، رابطه رنگ های هم جوار و رنگ های مکمل اشاره کردیم. اگر مایل هستید به عکس هایتان تنوع رنگی بیشتری ببخشید، روابط دیگر مثل سه تایی یا Triad (برای انتخاب سه رنگ) و چهار تایی یا Tetrad(برای انتخاب چهار رنگ) را امتحان نمایید.
[رنگ در عکاسی کودک] [رنگ در عکاسی کودک]

یک ابزار آنلاین مثل سایت پالتون (تصویر فوق) یا افزونه Kuler فتوشاپ برای ساخت پالت رنگی تحت روابط یاد شده به شما کمک خواهد کرد.
ج
چند پالت رنگ پیشنهادی

از میان پالت های معروفی که میتوان برای عکاسی کودک (عکاسی نوزاد) استفاده کرد، گروه های زیر موفق ترین آن ها هستند:

رنگ های شیطون و بازیگوش
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های نرم یا ملو (mellow)
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های لطیف و پاکیزه
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های خیالی و رمانتیک
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های سرد
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های شیرین و خوشمزه
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های ظریف
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]

رنگ های معنوی
[پالت رنگ برای عکاسی از کودکان]
د
نتیجه گیری

در نهایت باز هم به این نکته تاکید می کنم که هنر مرز نمی شناسد. ساختارشکن باشید، اما بدانید ساختارشکنی به معنی بی توجهی به اصول و قواعد نیست. به معنای استفاده وسیع تر از پتانسیل های بصری و روانی است. به عنوان مثال اگر تشخیص دادید که استفاده از پالت رنگ های سنتی و باستانی نتیجه چشمگیری به شما می دهد، حتما تجربه کنید. رنگ های تند و ادویه دار را تست کنید. به سراغ رنگ های تنومند بروید. اما این روش ها را درست انجام دهید. چشم و ذهن به صورت ناخودآگاه به زیبایی شناسی اعتنا می کند. بی هدف نباشید و از استادان خود در تجربه کردن پیشی بگیرید.

منبع:

لنزک

+ نوشته شده توسط Babyphotographystudio در شنبه، ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۵ بعد از ظهر، ۴ بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: عکاسی، راهنمای عکاسی، آموزش عکاسی
 بله در روز های ابری هم می توان عکس های خوبی گرفت. در نگاه اول، رنگ خاکستری یکنواخت و نبودن سایه می تواند ناخوشایند باشد، و حتی در خوشبین ترین عکاسان نیز یک حس افسردگی ایجاد کند. اما نگران نباشید، شما می توانید در هوای ابری عکاسی کنید و تصاویر عالی ایجاد کنید، فقط باید کمی متفاوت فکر کنید. در این مقاله نگاهی به چند گزینه برای https://www.digikala.com/Search/Category-digital-camera در این نوع آب و هوا می اندازیم.

از آسمان اجتناب کنید: گاهی اوقات شما هیچ کاری نمی توانید انجام دهید تا به آن رنگ خاکستری یکنواخت روح ببخشید. اگر در چنین شرایطی بودید، دوربین را کمی به سمت پایین بگیرید و سعی کنید از آن آسمان خاکستری اجتناب کنید. به دنبال عکس هایی باشید که در آن بتوانید از پایین عکس بگیرید و از خطوط هدایتگر و الگوها برای روح بخشیدن به سوژه استفاده کنید. از یک عمق میدان زیاد و کمی جذابیت پیش زمینه استفاده کنید تا یک حس عمق و کنتراست به عکس ببخشید.آتلیه عکاسی بارداری
آسمان را بهبود ببخشید: اگر کمی شفافیت در آسمان وجود دارد، سعی کنید با استفاده از یک فیلتر کاهنده نور (ND) آن را بهبود ببخشید. ممکن است لازم باشد از یک فیلتر قوی برای برجسته کردن جزئیات استفاده کنید، اما می توانید آن آسمان کسل کننده و بی روح را به یک چیز کاملا با احساس تبدیل کنید. این تکنیک به خصوص در حالت سیاه و سفید خوب جواب می دهد، اما به یاد داشته باشید که قبل از فشار دادن دکمه شاتر به صورت سیاه و سفید فکر کنید.
[عکاسی در شرایط ابری]

یک فیلتر ND تدریجی چرخیده برای پوشاندن سمت چپ بالا به آسمان کمی شفافیت بخشید

به خیابان ها بروید: روزهای ابری می تواند زمان واقعا خوبی برای گرفتن تصاویر کاندید و خیابانی باشد. شما مجبور نیستید با طیف وسیعی از کنتراست (اختلاف نوری زیاد بین نواحی تاریک و روشن تصویر) سر و کار داشته باشید، منتظر باشید تا سوژه از سایه به مکانی با نور نه چندان ایده آل اما بهتر بیرون آید. نور یکنواخت و ثابت به این معنی است که شما می توانید بهترین مکان ها و ترکیب بندی ها را برای به دست آوردن تصاویر خیابانی عالی پیدا کنید. باز هم عکس های خیابانی سوژه ای عالی برای تصاویر سیاه و سفید هستند.

رنگ های نرم و ملایم: اگرچه نور آفتاب به تمام رنگ ها وضوح و اشباع می بخشد، اما نور در هوای ابری به شیوه ای دلپذیر رنگ های ملایم و محو را برجسته می کند. به دنبال مکان هایی با رنگ های ظریف بگردید، به خصوص جایی که در آن چند رنگ متضاد در کنار هم وجود داشته باشد. این کار به خصوص اگر محدوده اطراف سوژه اصلی کسل کننده یا خاکستری باشد خوب جواب می دهد.

بیشتر بخوانید: تاثیر رنگ های متضاد در برجسته کردن عکس ها
[عکاسی در شرایط ابری]

رنگ های ملایم و نرم این خیابان در بروژ بلژیک، در نور هوای ابری به خوبی برجسته شده اند.

یک سوژه رنگی خیلی خوب در این نوع نور، گل ها هستند. نور نرم و یکنواخت به گل ها شفافیت و فرم می دهد و همچنین رنگ های طبیعی را ثبت می کند.

حیات وحش: علاوه بر گل ها، یک سوژه عالی دیگر در روزهای ابری خاکستری، حیات وحش است. در روزهای آفتابی، نور شدید می تواند سایه هایی در میان صورت و بدن سوژه شما ایجاد کند، نور نرم یک روز ابری به این معنی است که شما می توانید تمام جزئیات حیوان را به وضوح ببینید. این چیزی شبیه داشتن یک سافت باکس بسیار بزرگ است که سوژه شما را روشن می کند. در اینجا هم مشکلات به دلیل سطح نور کم هستند و ممکن است لازم باشد ایزوی خود را کمی افزایش دهید تا سرعت شاتر مناسب را حفظ کنید.

لنزک: در روز های ابری، ابر ها همچون یک سافت باکس طبیعی بزرگ عمل کرده و به شما نور نرم یکنواختی می دهند.
[عکاسی در شرایط ابری]

نور نرم به خزهای بدن پنگوئن ها و جزئیات قسمت های سیاه رنگ، شفافیت می بخشد.

پرتره: به شیوه ای مشابه با حیات وحش، پرتره های فضای باز نیز سوژه ای عالی برای عکاسی در شرایط ابری هستند. در روزهای به شدت ابری شما می توانید به سراغ سبک پرتره سیاه و سفید مرموز (مبهم) بروید، که اغلب محیط اطراف شما را در برگرفته است. در روزهای کمتر ابری، پرتره های چهره نزدیک خوب از کار در می آیند، شاید با استفاده از یک فلاش خارج از دوربین برای اضافه کردن یک مدلسازی نور و نورهای کلیدی به صورت. این عکس ها در حالت رنگی خوب از کار در می آیند، نور نرم یک اثر نقاشی مانند به پوست مدل می دهد.

HDR: در حالیکه عکاسی در محدوده دینامیکی بالا اغلب برای گسترش محدوه دینامیکی در یک روز آفتابی روشن استفاده می شود، اما می تواند به همان اندازه برای اضافه کردن کنتراست و اشباع به تصاویر گرفته شده در روزهای ابری کسل کننده نیز خوب باشد. رمز کار، همانند تمام تصاویر HDR، ظریف بودن است. ما به دنبال یک تصویر طبیعی هستیم که کنتراست آن توسط HDR افزایش یافته است.
[عکاسی در شرایط ابری]

استفاده ظریف از HDR شفافیت بیشتری به یک تصویر می بخشدآتلیه کودک

دلایل زیادی وجود دارد که در روزهای ابری افسرده نشویم، ما برخی از آنها را در بالا ذکر کردیم اما این لیست منحصر به فرد نیست. گاهی اوقات بهترین راه برای غلبه بر روزهای خاکستری این است که تنها دوربین خود را بردارید و بیرون بروید و ببینید چه اتفاقی می افتد.

نویسنده: جیسون راو (Jason Row)

منبع:

لنزک

 

+ نوشته شده توسط Babyphotographystudio در شنبه، ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۴ بعد از ظهر، یک بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: عکاسی، راهنمای عکاسی، آموزش عکاسی
 ترسناک ترین چیزی که تا به حال در طول یک جلسه عکاسی برای من اتفاق افتاده، در رفتن زانویم نبوده است. شکستن دوربینم بود، درست زمانی که زوج مشتری من داشتند با خوشحالی در لباس عروسی خود وارد آب اقیانوس می شدند. من بلافاصله احساس معده درد کردم، قلبم درون قفسه سینه ام افتاد، و عرقی که از صورتم روانه شد، هیچ ارتباطی با خورشید داغ مکزیک نداشت. اما به جای متوقف کردن جلسه، من به سمت کیف دوربینم رفتم، دوربین پشتیبانم را بیرون آوردم، و به عکاسی ادامه دادم، بدون این که آنها حتی متوجه این موضوع شوند.آتلیه نوزاد

(خب، اگر بخواهم کاملا صادقانه بگویم، فکر می کنم که رفتم دوربین همسرم را گرفتم و او را مجبور کردم به سمت کیف دوربین برود، چون من گاهی اوقات تنبل می شوم. اما اگر فقط خودم آنجا بودم، این کاری بود که انجام می دادم!)

با این حال، درسی که از این اتفاق می توان گرفت ساده است: اگر دارید عکاسی  حرفه ای انجام می دهید (از جمله عکس هایی که فقط برای کسب درآمد نیستند، بلکه برای مجموعه نمونه کار یا تجارت خدمات شما نیز هستند)، به پشتیبان نیاز دارید.

اینها سه چیزی هستند که شما قبل از انجام عکاسی حرفه ای نیاز دارید:
۱
تجهیزات پشتیبان
[عکاسی حرفه ای]

تصور کنید که دارید عکس می گیرید، و دوربینتان می شکند یا خراب می شود. به هر حال ممکن است اتفاق بیفتد، همیشه. اگر تجهیزات پشتیبان نداشته باشید، باید به مشتریان خود بگویید که عکاسی کنسل است. اکنون این سناریو را از دید مشتریان خود تصور کنید. آنها وقت و انرژی زیادی را صرف آماده شدن برای آن جلسه کرده اند. عصبی هستند و امیدوارند که تصاویر خوب از کار دربیایند. آنها پولی را که به سختی به دست آورده اند روی این کار سرمایه گذاری کرده اند. و آن وقت دوربین عکاس می شکند و آنها مجبورند همه این کارها را دوباره انجام دهند؟ قطعا اعتماد به نفسشان تقویت نمی شود!

تجهیزات پشتیبان ضروری است. اینها چیزهایی هستند که شما نیاز دارید:
دوربین پشتیبان:

این مورد خیلی مهم است. برای هر جلسه عکاسی حرفه ای شما به یک دوربین پشتیبان نیاز دارید. اگر دو عکاس هستید، باید یک دوربین پشتیبان برای هر عکاس داشته باشید (به خصوص در یک مراسم عروسی که وجود دو عکاس بسیار ضروری است). برای یک جلسه پرتره، احتمالا فقط یک دوربین پشتیبان کافی است.

دوربین پشتیبان لازم نیست درست همانند دوربین اصلی شما باشد. در مراسم های عروسی ما با دوربین های فول فریم عکس می گرفتیم و پشتیبان ها دوربین های کراپ سنسور قدیمی تر ما بودند. آنها هنوز کار می کنند و تصاویری با کیفیت خوب به ما می دهند، و این همان چیزی بود که اهمیت داشت.

وقتی شما تازه کار را شروع می کنید، به سختی می توانید از عهده خرید یک دوربین حرفه ای بربیایید، چه برسد به دو تا. بنابراین برای چند جلسه عکاسی اول خود می توانید یک دوربین از یک دوست قرض کنید، یا یکی کرایه کنید. در هر صورت، کاملا مطمئن شوید که آن دوربین را محض احتیاط به همراه داشته باشید. ما فقط همان یک بار که به خاطر می آوریم مجبور شدیم از دوربین پشتیبان استفاده کنیم، اما مطمئن باشید از این که آنها را به خاطر آن یک لحظه، در تمام جلسات عکاسی به دنبال خود کشیده بودیم خوشحال بودیم.

آخرین نکته در این مورد: اگر از یک مراسم عروسی عکاسی می کنید، نمی توانید آن دوربین پشتیبان را در ماشین خود بگذارید. اگر در وسط مراسم دوربین اصلی شما شکست یا دچار مشکل شد، قطعا وقت ندارید که بروید آن را بردارید. آن دوربین باید دقیقا کنار شما باشد تا بتوانید آن را راحت عوض کنید و اولین بوسه را از دست ندهید.
کارت ها و باتری های پشتیبان:

شکستن دوربین شما اتفاق بدی است، اما احتمالا تقصیر شما نیست. اما اگر کارت های حافظه و باتری شما در طول یک جلسه عکاسی تمام شوند چطور؟ این باعث می شود شما کاملا غیر حرفه ای به نظر برسید، اینطور فکر نمی کنید؟ (البته من خیلی مودبانه گفتم). کارت های حافظه بیشتری از آنچه که احتمالا می توانید پر کنید، و باتری های اضافه کاملا شارژ شده برای هر دوربین، و فلاش هایتان اگر از آنها استفاده می کنید، به همراه داشته باشید. اینجا جای مضایقه و صرفه جویی نیست. شارژ باتری ها ممکن است به راحتی درست در زمانی که به آنها نیاز دارید خالی شوند، و کارت های حافظه می توانند خیلی سریع پر شوند.

ما برای باتری های پشتیبان خود باتری های مارک Watson را از B&H می خریم. آنها به اندازه مارک Canon شارژ نگه نمی دارند، اما بسیار ارزان ترند و به مرور زمان من فکر می کنم که معامله بهتری هستند.

اما برای کارت های حافظه کارت غیر مارک نخرید. باتری ای که خیلی زود خراب می شود اعصاب خردکن است. اما کارت حافظه ای که خراب می شود می تواند به این معنی باشد که شما عکس های مشتری ها را از دست می دهید. برای کارت های حافظه از مارک Sandisk یا Lexar استفاده کنید.
لنزهای پشتیبان:

در مورد لنزها وضعیت کمی متفاوت است. شما نمی توانید از هر لنزی دو تا با خود به این طرف و آن طرف بکشانید، اما باید مطمئن شوید که بیش از یک لنز با خود به همراه داشته باشید که بتوانید جلسه عکاسی را با آن انجام دهید. بنابراین فقط با یک لنز ۵۰mm و یک لنز فیش آی به آنجا نروید. یک لنز رده متوسط را برای وقتی که کسی لنز ۵۰mm عزیز شما را روی آسفالت انداخت در ماشین خود داشته باشید.
۲
برنامه پشتیبان
[عکاسی حرفه ای]

برای تمام مراسم های عروسی ما یک برنامه پشتیبان برای احتمال بارش باران داریم. من فکر می کنم ما شاید فقط دو یا سه بار از آن برنامه ها استفاده کردیم. و همین کافی بود تا بفهمیم باید برای هر مراسم عروسی یک برنامه پشتیبان داشته باشیم. اما شما قطعا نمی خواهید در بزرگترین روز زندگی کسی به این موضوع پی ببرید.

برای مراسم های عروسی، برنامه پشتیبان باید خیلی قوی باشد. شما به برنامه ای نیاز دارید که اگر بیرون باران می بارید بتوانید کار گرفتن پرتره ها را انجام دهید. چتر یک برنامه پشتیبان به حساب نمی آید.

برای پرتره ها، کارهای تجاری، و امثال آن، انعطاف بیشتری دارید. اگر باران می بارد، معمولا می توانید دوباره برنامه ریزی کنید. اما در طول عکاسی خود به مکان های پشتیبان و ایده های پشتیبان نیاز دارید، در صورتی که بعضی از آنها آنطور که شما انتظار داشتید پیش نرفتند. در حین انجام برنامه ریزی و پیدا کردن محل، مطمئن شوید که نقاط و ایده های بیشتری از آنچه که واقعا استفاده خواهید کرد، داشته باشید!
۳
سیستم پشتیبان
[عکاسی حرفه ای]

و مهم ترین پشتیبان، و موردی که اغلب نادیده گرفته می شود: وقتی که آن عکس ها را به خانه آوردید، مطمئن شوید که یک سیستم پشتیبان آماده داشته باشید تا بلافاصله آنها را در یک جای امن قرار دهید. شما به سه کپی از فایل ها، بر روی سه درایو مختلف نیاز دارید که یکی از آن ها باید در اسرع وقت به جای دیگری منتقل شود.

بله، این کار هزینه بیشتری از لحاظ خرید هارد درایوهای بیشتر برای شما خواهد داشت. و هر چند سال یک بار هم باید آنها را عوض کنید. اما اگر می خواهید یک عکاس حرفه ای باشید، در اینجا نمی توانید مضایقه کنید. نمی توانید از میانبر بروید. مشتریان شما برای این کار به شما اعتماد کرده اند، بنابراین باید این کار را انجام دهید، و درست هم انجام دهید.

همانطور که می بینید، یک عکاس حرفه ای مسئولیت پذیر بودن به معنی داشتن پشتیبان است: تجهیزات، برنامه ها و سیستم ها. علت آن این است که یک عکاس حرفه ای کسی است که برای هر نتیجه ای برنامه ریزی می کند تا مطمئن شود که عکاسی تا حد امکان بدون هیچ مشکلی پیش می رود. در یک دنیای کامل و بی نقص شما هیچ وقت مجبور نیستید از تجهیزات پشتیبان خود استفاده کنید، برنامه های شما بدون مشکل پیش می روند و هوا عالی خواهد بود، و هارد درایوهای شما هیچ وقت مشکلی پیدا نمی کنند.عکاسی کودک
اما ما در چنین دنیایی زندگی نمی کنیم: عکاسان حرفه ای این را می دانند، و برای آن برنامه ریزی می کنند. سپس وقتی چیزی خوب پیش نرفت، می توانند آن را با لبخند بر روی صورتشان کنترل کنند، و باز هم کار را انجام دهند.

نویسنده: لورن لیم (LAUREN LIM)

منبع:

لنزک

+ نوشته شده توسط Babyphotographystudio در شنبه، ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۲ بعد از ظهر، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: عکاسی، راهنمای عکاسی، آموزش عکاسی
 فرق بین یک عکس خوب و یک عکاس خوب چیست؟ تفاوت در ثبات و پایداری است. برای همه ما پیش آمده که به طور شانسی یک عکس خوب گرفته باشیم. شما کاملا مطمئن نیستید که چطور موفق به گرفتن آن شدید، اما همه چیز به طرز جادویی در جای خود قرار گرفت و شما تصویری را ثبت کردید که باعث می شود احساس کنید یک ستاره به تمام معنا هستید. اما مهم این است که بتوانید آن هیبت و شکوه را دوباره تکرار کنید… بارها و بارها. این کاری است که عکاسان عالی می توانند انجام دهند.

پس عامل موفقیت چیست؟ خوش شانسی؟ گرفتن یک تریلیون عکس به طوری که چند تا از آن عکس های خوب اتفاقی در بین آنها باشد؟

نه. همه چیز به لیست کوتاهی از اصول و قواعد برمی گردد. اینها چیزهایی هستند که عکاسان می دانند، به طوری که وقتی زمان آن فرا رسد، می توانند این اطلاعات را وارد عمل کنند تا به آنها کمک کند آن تصاویر برنده را بگیرند.

پس می خواهید عکس های عالی بگیرید؟ می خواهید به عنوان یک عکاس پیشرفت کنید؟ این جایی است که باید از آن شروع کنید.
۱
دوربین خود را بشناسید
[نکات ضروری عکاسی]

آیا فکر می کنید برخی عکاسان حرفه ای وجود دارند که به طور کامل نمی دانند چطور دوربین خود را کنترل کنند؟ درست است. من از کجا می دانم؟

قبلا خودم یکی از آنها بودم.

بله، این یک اعتراف زشت بزرگ است، اما حقیقت دارد. ما با عکاسی در مُد اولویت دیافراگم شروع کردیم، و اجازه دادیم دوربین به جای ما فکر کند.

ما فکر می کردیم این کار آسان تر و سریع تر از یادگیری تمام آن مسائل تکنیکی ترسناک است.

و شما می توانید برای مدتی به این شیوه ادامه دهید. دوربین ها از همیشه هوشمندتر شده اند، و می توانند برای شما خیلی دقیق عمل کنند. اما ندانستن این مسائل تکنیکی شما را عقب نگه می دارد، و در رده «عکاسی شانسی» قرار می دهد.

چیزی که من اینجا دارم در مورد آن صحبت می کنم، نیاز به درک ویژگی های ضروری دوربین و لنزتان است، و دانستن این که چطور این امر بر روی ظاهر تصاویر شما تاثیر می گذارد.

شما باید بدانید چطور تغییر دیافراگم بر ظاهر عکس شما تاثیر می گذارد.

شما باید بدانید چطور سرعت شاتر خود را تنظیم کنید تا نتایجی که می خواهید را به دست آورید.

شما باید بتوانید ایزویی را انتخاب کنید که مناسب شرایط شما باشد.

و آن وقت، بر اساس ویژگی های دوربین خود، باید در مورد مُدهای درایو، تراز سفیدی، فوکوس، مُدهای تثبیت کننده و غیره بدانید.

خوشبختانه این مسائل آنقدر که به نظر می رسد دشوار نیستند. در واقع شما می توانید تمام آنها را تنها در چند ساعت یاد بگیرید. وقتی این کار را انجام دادید، آماده اید تا به مرحله بعدی بروید.
۲
درک نوردهی
[نکات ضروری عکاسی]

زمانی که شما درک دقیقی در مورد دیافراگم، سرعت شاتر و ایزو، و این که چطور بر ظاهر عکس های شما تاثیر می گذارند پیدا کردید، باید همه آنها را در کنار هم قرار دهید و یاد بگیرید که آنها چطور با هم تعادل پیدا می کنند تا بتوانید یک نوردهی خوب ایجاد کنید.

یکی از سخت ترین چیزها این است که بفهمید منظور افراد از یک «نوردهی خوب» چیست. برخی از افراد فکر می کنند که تنها یک نوردهی درست و یک نوردهی اشتباه وجود دارد و اگر آن را اشتباه به دست آورید یک احمق هستید.

این طرز فکر احمقانه است.

و اگر به اینترنت مراجعه کنید و سعی کنید تعریف روشنی به دست آورید؟ ها، موفق باشید! همه آن تعریف ها فوق العاده گیج کننده هستند، و واقعا به اصل نحوه ایجاد یک نوردهی خوب نمی پردازند.

(نوردهی مورد علاقه من «شدت نوری که بر روی یک فیلم عکاسی می افتد ضرب در زمانی که نوردهی می شود است»… اوه… پس من به یک ماشین حساب نیاز دارم؟)

بنابراین ما تعریف خودمان را از نوردهی ارائه دادیم:

یک نوردهی خوب، میزان روشنایی است که می خواهید تصویر داشته باشد.

اگر از چیزی که شما می خواهید روشن تر باشد، زیاد نوردهی شده است. اگر تاریک تر از چیزی که شما می خواهید باشد، ناکافی نوردهی شده است.

ساده است.

در نهایت، همه چیز به تصمیم خلاقانه شما بستگی دارد. شما عکاس هستید. اما باید بدانید چطور همه چیز را تنظیم کنید تا به نوردهی مورد نظر خود دست یابید، و چطور از دوربین خود برای کمک به فهمیدن آن استفاده کنید.
۳
تسلط بر نور
[نکات ضروری عکاسی]

اجازه دهید با گفتن این جمله شروع کنم که من فکر نمی کنم هیچ کس واقعا بتواند کاملا بر نور مسلط شود (شاید به استثنای خدای یونانی آپولو). ما عکاسان برده های خوشحال و مشتاق نور هستیم. بدون آن ما نمی توانیم کارمان را انجام دهیم. و نور می تواند یک ارباب بی ثبات و بی دوام باشد (به خصوص اگر از نور طبیعی استفاده کنید).

اما یادگیری در مورد نور، درک جنبه ها و ظرافت های مختلف آن، دانستن نحوه کار با آن در هر شرایطی، ایجاد آن، دنبال کردن آن… خب، اینها واقعا پیگیری های مادام العمر عکاس هستند. ما هیچ وقت واقعا تسلط کامل پیدا نمی کنیم، اما ممکن است با سالها تمرین، به آن نزدیک شویم.

از کجا شروع کنیم؟ ساده است. از بیرون. زمانی که قدم به بیرون می گذارید، فرصت های نورپردازی بی شماری در انتظار شما هستند. آیا می توانید در نور شدید هنگام ظهر عکس بگیرید؟ در نور ساعت طلایی؟ پس از غروب خورشید؟ زمانی که ستاره ها ظاهر می شوند؟

سپس به داخل خانه برگردید. از نور پنجره ها استفاده کنید. تنوع نامحدودی آنجا وجود دارد، و در چنین سناریوی ساده (اما پیچیده) ای شما کم کم می توانید نکات ظریف تری را یاد بگیرید.

برای ادامه یادگیری آماده اید؟ ایجاد نور مورد نظر خودتان را امتحان کنید (مثل یک جادوگر!) یاد بگیرید که چطور از یک فلاش اکسترنال استفاده کنید. چند لامپ استودیویی کرایه کنید، قرض بگیرید یا بخرید، و شروع به ایجاد تنظیمات نورپردازی خودتان بکنید.

به جستجوی نور ادامه دهید، به یادگیری در مورد آن ادامه دهید، و به قرار گرفتن در شرایط نوری جدید ادامه دهید. این کار یک عمر ماجراهای عکاسی، و بیش از چند تصویر عالی برای شما به ارمغان خواهد آورد.
۴
کاوش عمق میدان
[نکات ضروری عکاسی]

خیلی خب، خیال بافی در مورد نور کافی است. بیایید وارد عمل شویم.

عمق میدان بخش بزرگی از عکاسی شماست که احتمالا تا حد زیادی آن را دست کم می گیرید.

من می دانم، چون خودم آن را دست کم گرفته ام. و می دانم که هنوز هم این کار را می کنم. شما چطور؟

عمق میدان یکی از آن چیزهایی است که در ابتدا ساده به نظر می رسد، و هرچه بیشتر یاد می گیرید پیچیده تر می شود. اما یادگیری در مورد آن، حتی در سطح پایه، تغییر زیادی در کار شما ایجاد خواهد کرد.

به عنوان مثال، شما بدون این که اول در مورد عمق میدان یاد بگیرید، ممکن است فکر کنید که برای به دست آوردن کمی تاری در پس زمینه تصویرتان، فقط باید مقدار دیافراگم خود را کم کنید.

اما فاصله کانونی، فاصله سوژه تا پس زمینه، و فاصله دوربین تا سوژه را در نظر نگرفتید. و با ترکیب عوامل خاص، دیافراگم شما ممکن است در واقع تاثیر بسیار کمی بر عمق میدان داشته باشد یا اصلا تاثیری نداشته باشد. این کاملا درست است. گاهی اوقات هیچ تفاوت عمق میدان قابل توجهی بین f/1.4 و f/11 وجود ندارد.

هنگامی که شما کم کم می فهمید که همه اینها چطور با هم ارتباط دارند، می توانید تاری پس زمینه چشمگیری به دست آورید، حتی با یک دوربین کامپکت در یک دیافراگم زیاد، تنها با دانستن این که دقیقا چطور باید تمام متغیرها را کنترل کنید.

یک تصور غلط دیگر در مورد عمق میدان این ایده است که «عمق میدان کم همیشه بهتر است». هنگامی که تازه شروع به کار می کنید، عمق میدان کم یک تکنیک جدید و هیجان انگیز است. اما در استفاده از آن زیاده روی نکنید. تا به حال دیده اید که یک عکس سر و شانه (هدشات) گرفته شده در ۸۵mm و f/1.2 چطور به نظر می رسد؟ یک بوکه زیبا به راحتی می تواند حواسمان را پرت کند، و فراموش کنیم که حتی یکی از آن گردی های چشم هم در فوکوس نیست. امم، خب این کاملا درست نیست.

از دیافراگم های زیاد نترسید. یا دیافراگم های کم. در واقع، اصلا از دیافراگم نترسید. یاد بگیرید که عمق میدان چطور کار می کند، و سپس از آن به عنوان یک تصمیم خلاقانه برای درست از کار درآوردن تمام تصاویر استفاده کنید. این کاری است که یک عکاس عالی انجام می دهد. آنها گزینه های خود را می دانند، و از تمام آنها استفاده می کنند. مطلب پیشنهاد شده در پایین شما را با تمام عوامل تاثیرگذار بر عمق میدان آشنا می کند.

بیشتر بخوانید: عمق میدان را عمقی یاد بگیرید
۵
شناخت پرسپکتیو

این شاید یکی از تحسین شده ترین موضوعات در عکاسی است. به بیان ساده، پرسکتیو مربوط به روابط فضایی بین اجسام در کادر شماست – اندازه های آنها، قرارگیری آنها، و فضای بین آنها. تمام این تعیین موقعیت ها شیوه ای که بیننده شما صحنه را تفسیر می کند را تغییر می دهند. این ممکن است باعث شود همه چیز سه بُعدی تر به نظر برسد، و یک حس عمق به عکس بدهد، یا ممکن است همه چیز را تخت و مسطح کند.

بنابراین چرا این موضوع به وضوح مهم به طور گسترده مورد بحث قرار نگرفته است؟ چون پیچیده است! یا حداقل در نگاه اول می تواند پیچیده باشد.

بیایید ساده شروع کنیم. زمانی که شما عکس می گیرید، جایی که در آن قرار می گیرید یک تصمیم بسیار مهم است. این چیزی است که پرسکتیو شما را تعیین می کند. و تغییر پرسپکتیو می تواند عکس شما را از یک تصویر معمولی به یک تصویر کاملا جذاب تبدیل کند.

شناخت پرسکتیو به تمرین و آزمایش زیادی نیاز دارد. و کمی تکان دادن پاهایتان، اینکه دولا شوید، دراز بکشید، روی یک نردبان بایستید، روی یک ساختمان بایستید، یک قدم به جلو بردارید، یک قدم به چپ بردارید. این چیزها پرسپکتیو شما را تغییر می دهند و تاثیرات عمده ای بر ظاهر و احساس عکس های شما ایجاد می کنند. آزمایش کنید. هر بار که پرسپکتیو خود را تغییر می دهید عکس بگیرید، و بعدا آنها را با هم مقایسه کنید. این کار چطور تصویر را تغییر می دهد؟

حالا فاصله کانونی چطور؟ آیا پرسپکتیو را تغییر می دهد؟ به لحاظ تکنیکی نه. این زاویه دید را تغییر می دهد (به عبارت دیگر، زاویه صحنه ای که دوربین شما ثبت می کند). لنزهای واید مقدار وسیع تری از یک صحنه را ثبت می کنند. تنها تغییر لنز پرسپکتیو را تغییر نمی دهد (هرچند ممکن است اینطور به نظر برسد). زمانی که شما تغییر لنز را با تغییر موقعیت ترکیب می کنید، پرسپکتیو تغییر می کند.
۶
غلبه بر ترکیب بندی

اکنون کمی فراتر می رویم، و وارد بحث ترکیب بندی می شویم. این یک موضوع مهم است که مربوط به نحوه سازماندهی المان های بصری کوچک مختلف در صحنه می باشد. این بحث گسترده تر از پرسپکتیو است، و شامل چیزهایی مانند نور، خطوط، اَشکال، فرم ها، رنگ ها، کادرها، بافت ها، الگوها، حرکت، بازتاب ها و غیره می باشد.

شما ممکن است «قوانین» ترکیب بندی را شنیده باشید: قانون یک سوم، فضای منفی، تعادل بصری. قوانین ترسناک، و کسل کننده به نظر می رسند، و این ایده که شما قبل از این که مجاز به عکاس بودن باشید باید بنشینید و آنها را حفظ کنید، احتمالا بسیاری از عکاسان را از غوطه ور شدن در دنیای شگفت انگیز ترکیب بندی باز می دارد.

اما من اینجا هستم تا به شما بگویم که «قوانین» در واقع قانون نیستند. آنها بیشتر شبیه دستورالعمل هستند. اینها راه هایی برای سازماندهی المان ها در کادر شما هستند که به گفتن یک داستان، انتقال یک احساس، یا جلب توجه بینندگان کمک می کنند. همه آنها چیزهای جالب و سرگرم کننده ای هستند، و چیزهای بسیار ضروری اگر بخواهید یک عکاس عالی باشید.

به عنوان مثال، آن «قانون یک سوم» که همیشه در مورد آن می شنوید. خب، این نشان می دهد که با قرار دادن سوژه در امتداد یکی از این خطوط یک سوم جادویی، یا در تقاطع خطوط (چیزی که من دوست دارم آن را یک نقطه عالی بنامم)، ناخودآگاه اهمیت آن المان را در کادر خود افزایش می دهید. و دانستن این موضوع مهم است، چون می تواند به شما کمک کند تا نگاه بیننده خود را به جایی که می خواهید هدایت کنید!

اما اگر احساس می کنید این قانون را دوست ندارید، می توانید آن را عمدا بشکنید، و سوژه خود را کاملا در مرکز کادر قرار دهید. شاید بخواهید تقارن سوژه خود را برجسته کنید. شاید یک سوژه بسیار جدی است، و قرار دادن آن در مرکز آن احساس را تقویت می کند.

این به شما، استاد عکاسی بستگی دارد. زمانی که شما در مورد ترکیب بندی بدانید، برای هر عکسی که می گیرید، انواع گزینه های جالب و سرگرم کننده مانند این را در نظر می گیرید.

۷
پس پردازش خود را عالی و بی نقص کنید

بیایید این مطلب را با موضوعی که کمی بحث برانگیز است به پایان برسانیم.

ببینید، در دنیای عکاسی دو دسته از افراد وجود دارند. کسانی که معتقدند پس پردازش (استفاده از نرم افزار برای ویرایش تصاویرتان پس از این که گرفته شدند) در بهترین حالت اتلاف وقت، و در بدترین حالت انحراف واقعیت است.

دسته دیگر معتقدند که پس پردازش ابزاری است که یک عکاس می تواند از آن استفاده کند تا با کمک آن تصاویرش بیشتر شبیه به آنچه که چشم آنها در هنگام گرفتن عکس شاهد آن بود شود، یا حالت عکس را بهبود بخشد یا یک داستان بگوید. این یک تکنیک خلاقانه است که قدمت آن به اندازه خود عکاسی است.

پس پردازش یک مهارت ضروری برای یک عکاس دیجیتال است. (حتی عکاسان فیلم هم پس پردازش انجام می دهند!)

این یک واقعیت ساده است که تصاویری که مستقیما از دوربین بیرون می آیند، چیزی جز صحنه اصلی که از آن عکس گرفته شده به نظر نمی رسند. آنها کسل کننده، تخت و بی روح هستند.

پس پردازش با تنظیم چیزهایی مانند کنتراست، روشنایی، وضوح، و اشباع، به بازگرداندن آن زیبایی کمک می کند.

سپس شما می توانید حتی از این هم فراتر بروید.

با برنامه هایی مانند لایت روم می توانید کارهایی مانند dodging و burning انجام دهید، که به معنی روشن یا تاریک کردن انتخابی بخش هایی از یک تصویر به منظور هدایت توجه بینندگان شما به جایی است که می خواهید.

اینها تکنیک های جدیدی نیستند. dodging و burning به آغاز عکاسی برمی گردند، اما در ابتدا به سختی با نوردهی بخش های مختلف چاپ برای مدت زمان های مختلف انجام می شدند.

خیلی دشوار بود، و اگر اشتباهی می کردید مجبور بودید دوباره از اول شروع کنید. dodge و burn این تصویر از اوگن اسمیت (W. Eugene Smith) ظاهرا ۵ روز طول کشیده است!

امروزه، با لایت روم، می توانید این کار را در عرض چند ثانیه انجام دهید، و هر چقدر می خواهید آن را تنظیم کنید تا وقتی که همه چیز عالی و بی نقص شود. احساس نمی کنید خوش شانس هستید؟ می دانم که چنین احساسی دارید!
ن
نتیجه گیری

پس اینها ۷ جنبه اصلی عکاسی هستند که هر عکاس باید آنها را مطالعه کند و انجام دهد. بعضی از آنها را می توان در یک دوره زمانی کوتاه فهمید، و برخی دیگر به یک عمر نیاز دارند تا بر آنها تسلط پیدا کنید. اما این خبر خوبی است. شما چیزهای هیجان انگیز زیادی برای یادگیری پیش رو دارید!

اما آیا چیزهای دیگری هم برای یادگیری هست؟ موضوعات دیگری وجود دارند که به عکاسی شما کمک کنند؟ البته که وجود دارد! اینها فقط یک نقطه شروع هستند.

شاید بخواهید پرتره بگیرید، و آن وقت چیزهای زیادی در مورد تعامل با سوژه و روانشناسی وجود دارد که می توانید یاد بگیرید. یا شاید بخواهید به عکاسی سفر بپردازید. در این صورت انواع مختلف ژانرها، از عکاسی خبری گرفته تا عکاسی  منظره دارید، و آن وقت کنجکاوی انسان شناسان برای فرهنگ و علاقه مورخان به گذشته، در گفتن داستان هایی از مکان هایی که بازدید می کنید به شما کمک خواهد کرد.عکاسی کودک

هیچ پایانی برای چیزهایی که می توانید به عنوان یک عکاس یاد بگیرید وجود ندارد، اما این ۷ موضوع برای شروع خیلی خوب هستند. پس منتظر چه هستید؟ یکی از آنها را انتخاب کنید و به سراغ آن بروید.آتلیه عکاسی بارداری
نوبت شماست
نویسنده: لورن لیم (LAUREN LIM)

منبع:

لنزک

+ نوشته شده توسط Babyphotographystudio در شنبه، ۲۶ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۱ بعد از ظهر، یک بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: عکاسی، راهنمای عکاسی، آموزش عکاسی